{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می برد

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می برد
انارها را می چینی و در دامنم می ریزی
چهره ام چون روی انار گلگون است
غرق در عشق بازی پاییز و انارم که دستت به سویم می آید
بوی انار می دهند دستانت …


پ. ن: میدانی ..
ب این فکر میکنم ک حٺی انار بودن هم بهٺر از انسان بودن اسٺ ..
انار ڪ‌دلٺنگ میشود میٺرکد!
امـاانسان ..
براسٺی‌انسان‌ڪـ‌ دلٺنگ میشود،چہ‌میشود .. !؟ :)
دیدگاه ها (۵)

یِک خاطره داریم ویک خَروار شب؛ که هِی تکرار می شود؛ و حافظه‌...

داری خفه می شوی از بغض و می گردی به دنبال شانه ای که نیست ،د...

بغضی گلوی ایرانم را درگیر کردهو چشم هایش خون میگرید . . .باش...

حالمان خوب است مزه ی خرمالو میدهد احوالمان حالمان تند تند دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط