میخواستم آفتاب زندگی‌ات باشم اما زندگی‌ات شب بود و کهکشا

میخواستم آفتاب زندگی‌ات باشم؛ اما زندگی‌ات شب بود و کهکشا

میخواستم آفتاب زندگی‌ات باشم؛ اما زندگی‌ات شب بود و کهکشانت دور، پس ستاره ای شدم، کم‌نور و بی‌فروغ، پایین خط افق سرزمینت.
وقتی میگه شاید زندگی بعدی و زندگی بعدی....
انشالله سومین سکانس از زندگی بعدی زندگی واقعی خودشون باشه بااین تفاوت که اینبار پایان خوشی داشته باشه🙂

#بدترین_شیطان #گانگنام_بی_ساید #ووکی #جی_چانگ_ووک #بی_بی
دیدگاه ها (۳)

پرونده ی باز....؟ فصل1p15جیسو اشک ریخت، اما همون لحظه، صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط