یواشکی دوستش داشتم میترسیدم از این دوست داشتن باخبر شودو

یواشکی دوستش داشتم. میترسیدم از این دوست داشتن باخبر شودو

یواشکی دوستش داشتم. میترسیدم از این دوست داشتن باخبر شودو مثل هزاران معشوق بی وفای این دنيا قالم بگذارد. آخر میدانی این آدمها وقتی بفهمند یکی دوستشان دارد آن هم انقدر زیاد انگار که از دنده ی چپ بلند شده باشند یک دفعه میزنند زیر همه چی و در آخر تومیمانی و دوست داشتن هایی ک روی دستت بادکرده! 
برای همین یواشکی دوستش داشتم.
یواشکی نگاهش میکردم.
یواشکی قربان صدقه اش میرفتم.
یواشکی برای خودم بود.
چ میدانستم ممکن است اوهم یواشکی کسی را دوست داشته باشد؟ 
یواشکی باهم قرار بگذارند، یواشکی دستش را بگیرد.
و این وسط من باشم و قاعده ای که اشتباه فهمیدمش!
یواشکی هم اگر کسی را دوست داشتید بهم دیگر بگویید؛ اما یواشکی! 
نگذارید آوازه دوست داشتنتان شهر را پر کند. دنیا پر است از حسودهایی ک نمیخواهند عشق را در زندگی شما ببینند. 
لطفا یواشکی هایتان را باهم در میان بگذارید!
#دلنوشته_خودم 🍃
#موسیقی_لری
دیدگاه ها (۰)

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

part69.."وقتی شیش سالش بود باباش یه بچه اورد پیش خودش تا بزر...

یواشکی دوستش داشتم. میترسیدم از این دوست داشتن باخبر شودو مث...

تلفیقی ازموزیک وبعضی کارهای نقاشی خودم

دلم ریخت دیدمش با یه چمدون اماده سفر شده!+ آب میریزم پشتت زو...

ای کاش میفهمید من هیچوقت قصد نداشتم محدودش کنم، قصد نداشتم ن...

قربون رفیقای گلم تارا_رادینا_آرمان _محمد_ستاره _یلدا_نیکی_ام...

حالت که بد میشود چه میکنی؟!راه میروی؟!موسیقی گوش میدهی که شا...

رمان زندگی دوبارهپارت۸ #دلژینبا احساس نوازش شدن گونم احساس خ...

چند پارتی: نام:"پالت رنگه,دنیایه من"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط