پارت ۵

پارت ۵

پارت ۵
برگشتم به طرف ات که دیدم رو تخت خوابش برده.
لباسو گذاشتم کنار تخت و یه شلوارک برداشتم و گذاشتم کنار لباس .
روی ات پتو انداختم و از اتاقش اومدم بیرون. الان دقیقا نصف شبه.
حوصلم سر رفته بود برای همین سویچ یکی از ماشینامو برداشتم و راهمو کشیدم به بار.
به خودم قول داده بودم که نزدیک دخترا نشم. فقط قراره برم و خودمو یکمی سر گرم کنم.
وارد بار شدم. رفتم و جای همیشگیم نشستم
؟ : قربان سفارشتون چیه؟؟
تهیونگ: همون همیشگی
سفارشمو اوردن. چند تا دختر دورم بود اما بهشون محل نمیدادم.
صبح:
چشامو باز کردم و خودمو تو اتاق خودم دیدم. به کنارم نگاه کردم که دیدم یه دختر خوابیده.
من..... چی کار کردم.... نه
یکمی فکر کردم که همه چی یادم بیاد که فهمیدم هیچ کاری نکردیم.
دیشب اوردمش اینجا ولی به خاطر مستی خیلی زیاد هر دوتامون هم بلافاصله خوابمون برده بود.
از این بابت راحت شدم.
دختره رو بیدار کردم.
تهیونگ: اها دختره .... هییی
چند مین بعد :
بعد از یه عالمه عشوه و ناز دختره راضی شد از اینجا بره.
داشت میرفت که.......
#بی_تی_اس #فیک #تهیونگ #کیپاپ #کیم_تهیونگ #تب_پستی #حمایت
@jin.hoo_18
@jin.hoo_18
دیدگاه ها (۱۴)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#برادر ناتنی من

رمان

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط