از پنجره بوی سوختگی می‌آمد  انگار همین حوالی کسی تمام گ

از پنجره بوی سوختگی می‌آمد ؛ انگار همین حوالی کسی تمامِ گ

از پنجره بوی سوختگی می‌آمد ؛ انگار همین حوالی کسی تمامِ گذشته اش را آتش زده ،
جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند.
دیدگاه ها (۰)

جنگلی را سوزاند تا درختی را فراموش کند .#ایران #آریان

انسان تمام خوبیها رابایک بدی فراموش می کند؛وخدا تمام بدیها ر...

آغوشی رو دوست داشته باش که بوی بی‌کسی بده؛همونی که خودش هزار...

♦️خلبان‌ها، آتش‌نشان‌ها و غواص‌ها در گذشته چه لباس‌هایی می‌پ...

༺⃟•‌ུྃصبح، آرام و بی‌صدا از راه می‌رسد؛ با نوری که از پنجره...

عاشقانه های شبنم

موسیقی

گاهی دلم فقط یک پیام از تو می‌خواهدنه برای گفت‌وگویی طولانین...

نام تورا که می‌برم#لب‌هایمبوی تاکستان می‌گیرندانگارحروف #اسم...

‌چه جادویی‌ست دوست داشتنِ کسیکه بلد است از میانِ تمامِ غم‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط