{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اذیتش نکنین......

New post🪐✨

یه بنده خدایی همیشه بهم میگه: " تا چیزی رو از دست ندی، قدرشو نمیدونی"
ولی آخه کسی فکرشو نمیکرد که ارسلان و دیانا از هم جدا شن
دلم واسه کنار هم بودنشون تنگ شده.........
واسه سوتی دادناشون.........
واسه تیکه انداختناشون به هم.........
واسه ویدئو یوتوب گرفتناشون.........
واسه مسافرت رفتناشون.........
واسه از هم دفاع کردناشون...........
یه وقتایی که دلم میگیره، میشینم خانه پوشالی رو میبینم بلکه آروم شم
ولی چه فایده؟
من اردیا رو میخوام.
الانم که فیلم هشت پا رو دیدم، همش به خودم میگفتم: اکه دیانا اینجا بود، مثلا این دیالوگو میگفت.. یا مثلا به جای فلانی، اگه دیانا بود چقدر خوب میشد...
ولی حیف
البته یه چیزی این وسط هست
چون هم عرفان، هم محراب و هم ارسلان، همشون توی یه ویدئو یوتوب گفتن دیانا بی معرفته(جدیدن).
و خب منم نمیخوام قضاوت کنم و بگم حق با کدومشونه
چون نه تنها من، بلکه هیچ کس از این موضوع با خبر نیستـــ
هعیی ولی نمیدونم چی بگم دیگه
تنها کاذی که میتونیم بکنیم اینه که امید وار باشیم.. این حداقل کاری‌یه که از دستمون برمیاد
آها راستی
یادتونه یه بار اردیا قهر کرد، محراب آشتیشون داد؟
ما امیدمون به محرابم هست🙂
دیدگاه ها (۲۶)

رمان فرشته کوچولوپارت (2)محراب: یه نیم ساعت گذشت دیدم گوشیم ...

گناهکار pat 35:

گناهکار 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝟓𝟗

رمان رز زخمی🍷🔪پارت۱#دیانادیانا: ارسلان من نیاز دارم به این ک...

گناهکار 🖤BLΛƆKPIИK💗 pat 39

گناهکار 🤍⛓️ pat:37

رمان 😛زندگی من😛 پارت 4ارسلان : دیانا دیانا : بلعارسلان : من ...

رمان عشق و عاشقی در فرودگاهpart:1۵سهیل،اوم چه سرنوشت سختی دی...

گناهکار pat 36:

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط