سید هاشم صفی الدین ۸،۷ ماه قبل از هفت اکتبر( طوفان الاقصی
سید هاشم صفی الدین ۸،۷ ماه قبل از هفت اکتبر( طوفان الاقصی) در دفتر حاج رمضان خاطره ای تعریف می کند.
«ما طلبه که بودیم قم.
این حرف برمی گردد به ۲۸، ۲۷ سال پیش.
یکی از طلبه های لبنانی که با ما بود خوابی دید که حضرت ظهور کردند و ندا دادند که همه جمع شوید در صحن حضرت معصومه حضرت می خواهند صحبت کنند.
همه جمع شدیم؛ علما و مراجع و مردم...
حضرت که رفتند بالای منبر تو مردم همهمه شد... همین چیزهایی که تو روایت ها هست... آقا زود بود...
آقا ناراحت شد و پایین اومد از منبر.
این فرد(طلبه) میگوید من دنبال آقا رفتم تا ایشان را راضی کنم برگردند.
همراه آقا که داشتیم می رفتیم یک دفعه خوردیم به یک صحنه جنگ خیلی سخت...
می گوید من وحشت کردم به حضرت عرض کردم این جا کجاست؟
آقا فرمودند این جا غزه است.
این ها اصحاب ما هستند...»
سلام به روح شهدای غزه
و سلام به روح بلند سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی الدین و حاج رمضان و سید الطوفان یحیی سنوار و محمد ضیف و تمام مجاهدان راه قدس
«ما طلبه که بودیم قم.
این حرف برمی گردد به ۲۸، ۲۷ سال پیش.
یکی از طلبه های لبنانی که با ما بود خوابی دید که حضرت ظهور کردند و ندا دادند که همه جمع شوید در صحن حضرت معصومه حضرت می خواهند صحبت کنند.
همه جمع شدیم؛ علما و مراجع و مردم...
حضرت که رفتند بالای منبر تو مردم همهمه شد... همین چیزهایی که تو روایت ها هست... آقا زود بود...
آقا ناراحت شد و پایین اومد از منبر.
این فرد(طلبه) میگوید من دنبال آقا رفتم تا ایشان را راضی کنم برگردند.
همراه آقا که داشتیم می رفتیم یک دفعه خوردیم به یک صحنه جنگ خیلی سخت...
می گوید من وحشت کردم به حضرت عرض کردم این جا کجاست؟
آقا فرمودند این جا غزه است.
این ها اصحاب ما هستند...»
سلام به روح شهدای غزه
و سلام به روح بلند سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی الدین و حاج رمضان و سید الطوفان یحیی سنوار و محمد ضیف و تمام مجاهدان راه قدس
- ۵۲۹
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط