{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نیست‌در‌شهر‌نگاری‌که‌دل‌ما‌ببرد

#نیست‌در‌شهر‌نگاری‌که‌دل‌ما‌ببرد
#بختم‌ار‌یار‌شود‌رختم‌از‌این‌جا‌ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او
اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم
بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر
سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

جام مینایی می سد ره تنگ دلیست
منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار
خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد...🥋
دیدگاه ها (۰)

نیست در شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَدبختم ار یار شود رختم از ا...

.نیست در شهر نگاری که دل ما ببردبختم ار یار شود رختم از این ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :وهمین طور است وسعت مناط...

https://wisgoon.com/novelzizoخوشگلم حمایت شهه

قسمت اول سریال پاگشافالوکن تاقسمتهای جدیدرو ازدست ندی

بچه ها اسم فیلم چیه زود بگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط