{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروانه شدن

وقتي از باور پروانه شدن سرشاريم
دل به تاريكي اين پيله ،چرا بسپاريم
سنگ باشيم ولي ،در تَن كوهي مغرور
 دست از دشمني آيينه ها ،برداريم
بعد از اين بين سكوت من و لبخند شما
 رازهايي كه شنيديم،نگه مي داريم
تا اگر از غم پاييز ، پريشان بوديم
دست بر شانه ي دلتنگي هم بگذاريم
بين ما آنچه که عريان شده ،خاكستر ماست
 ما كه معشوقگي آتش و گندمزا ریم
باد از كوچه ي بن بست خبر آورده است
 ما دوتا پنجره ،زنداني يك ديواریم.
 مهسا تیموری
دیدگاه ها (۰)

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریمدل به تاریکی این پیله چرا بسپ...

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریمدل به تاریکی این پیله چرا بسپ...

#باور_شناخت_ایمان_آگاهے_و_بعد_رد_احساس.....وقتی از باور پروا...

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریمدل به تاریکی این پی...

یک اربعین برای تو حیران شدم حسینمانند گیسوی تو پریشان شدم حس...

سلااااام به عشقای گلم امیدوارممممم چطورتون عالیییییییییی باش...

#یمنی‌ ها با این #سرود_حماسی به #ریشه ایرانی شون #افتخار کرد...

با من نجنگ. من آنقدر شکسته‌ام که حتی بی‌توجهی‌هایت مرا از پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط