پارت

پارت²⁰

پارت²⁰

#ویو جیمین
دیشب یونگی بهم سخت گرفت واقعا درد داشتچشمامو که باز کردم درد شدیدی حس کردم و از بغل یونگی افتادم زمین و کمرم صدای خیلی بدی داد
_ آخخخخخخ
+ ها چیه چیشده؟ جیمین؟ خوبی
_ آخخخخ کمرمممم
+ وای ببخشید دیشب اذیتت کردم متاسفم پاشو
اومد و دستمو گرفت و کمکم کرد بلند شم
+ وای جیمین چرا آنقدر داغی
_ تب کردم
+ چرا
_ فک کنم مریض شدم
+ دیشب اشتباه کردم برات لباس نپوشوندم متاسفم
_ عذر خواهی نکن خودم باید می‌پوشیدم( سرفه)
+ میخوای بریم دکتر؟
_ باشه
+ آماده شو من صبحونه میزارم
_ باش
سردم بود سریع یه دٌرس و شلوار پوشیدن به موهام دست کشیدم کرم زدم به صورتم واقعا مریض شده بودم بدنم درد میکرد گلوم می‌سوخت سرفه میکردم دماغم گرفته بود شده بودم عین بچه ها بعد یه چند مین رفتم پایین
+ اومدی؟
_ آره( صدای گرفته)
+ سریع صبحونه ات رو بخور بریم باشه
داشتم صبحونه می‌خوردم که فهمیدم یونگی داره بهم می‌خنده
_ چته؟
+ شدی شبیه بچه های دوساله انگار نه انگار ۲۰ سالته
_ همینه که هست میخوای بخوا نمیخوای نخوا
+ معلومه که می‌خوام
که بعد صورتمو گرفت و لباش و گذاشت رو لبام و آروم بوسید
که هولش دادم
_ مریضماااا نکن مریض میشی
+ مهم نیست
که دوباره لباشو گذاشت رو لبام
_ میزنمتا
+ گناه دارم
_ باشه تو بردی بیشع( عطسه)
+ خوردی؟ بریم؟
_ بریم
+ ( لبخند)
_ راستی این سوئیچ ماشینمه تو رانندگی کن
+ ماشین داری؟
_ آره
+ ماشالا😂
_ مسخره بازی در نیار حالم خوب نیست تا
+ چشم بریم
سوار ماشین شدیم و رفتیم دکتر معاینه ام کرد و گفت یه سرما خوردگی ساده است و بعد چند روز استراحت خوب میشه بعد گفت من آمپول دارممممم کابوسمممممم
_ نیمخوااام
+ عهه جیمین بچه نیستی که بیا آمپولتو بزن
_ نوموخوااام
+ بیاااا( درحال کشیدن جیمین)
که بعد کلی غر زدن آمپولمو زدم و رفتیم
+ جیمینم باهام قهری؟
_ ولم کن
+ قهر نباش دیگه
_ نمیخوام
+ بستنی میخوری؟
_ نچ
+ شکلات میخوری؟
_ نچ
+ رامیون میخوری؟
_ نچ
+ موچی چی ؟
_ اممممم آره میخورم
+ کوچولو
رفتیم یونگی برام موچی خرید و باهاش آشتی کردم بعدند مین رسیدیم خونه و با تهیونگ و جونگکوک مواجه شدم
£ به سلام جیمین خان خوبی؟ رنگ و رو نداریا
+ مریض شده
√ دیشب چیکارش کردی مگههه؟
_ نه تهیونگگگ سرما خوردم چیزی نیست
√ حواسم بهت هست مین یونگی
+ ( خنده)
£ جیمین بیا
_ جونم
£ چی شد دیشب
_ با هم خوابیدیممممم عررررر
£ بیا بغلمممممم تو هم اومدی قاطی مرغاااا
دیدگاه ها (۸)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

وقتی مریض بودی ولی …

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

the first lie

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

وقتی مریض بودی ولی…

🎀🩷 پارت ۲۳ — ویو تهیونگ 🩷🎀از خواب که بیدار شدم، سرم به‌شدت د...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط