حقیقتا پشمام .... ( اونایی که نفهمیدن برن کپشن )
برای اونایی که نفهمیدن :
اونجا اون نور سبز ها برای تانیزاکی بودن، که داره میگه به اتفاق غیر واقعی این وسط در جریانه، ولی چی؟ خب میریم به نکته بعدی نگاه کنیم، یه شمشیر اون وسط میبینیم که طبیعتا مال برام ئه ، ولی نکته چیه؟ اینکه اون شمشیر روی یه چیزی مثل استخون قرار گرفته ... این استخون براتون آشنا نیست ؟ آفرین! این همون استخون نمادین چویاست!! ولی چرا شمشیر روز اون هستش؟ میبینیم که روز استخوان چند گل هست که شباهت زیادی به گل کاملیا دارن، و کاملیا نماد دست کم گرفتن کسی با چیزی هستش، درسته! کسی که دست کم گرفته شده چویا بوده، در اصل دسیسه ها زیر سر چویاست، ولی نه خود چویا، پس کی؟ معلومه! آراهاباکی! خب کافکا عملا مخ مانگا خون هارو جر داد....
اونجا اون نور سبز ها برای تانیزاکی بودن، که داره میگه به اتفاق غیر واقعی این وسط در جریانه، ولی چی؟ خب میریم به نکته بعدی نگاه کنیم، یه شمشیر اون وسط میبینیم که طبیعتا مال برام ئه ، ولی نکته چیه؟ اینکه اون شمشیر روی یه چیزی مثل استخون قرار گرفته ... این استخون براتون آشنا نیست ؟ آفرین! این همون استخون نمادین چویاست!! ولی چرا شمشیر روز اون هستش؟ میبینیم که روز استخوان چند گل هست که شباهت زیادی به گل کاملیا دارن، و کاملیا نماد دست کم گرفتن کسی با چیزی هستش، درسته! کسی که دست کم گرفته شده چویا بوده، در اصل دسیسه ها زیر سر چویاست، ولی نه خود چویا، پس کی؟ معلومه! آراهاباکی! خب کافکا عملا مخ مانگا خون هارو جر داد....
۱.۵k
۱۱ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.