از غرور تا عشق

از غرور تا عشق ❤💜🔥﹞

از غرور تا عشق ❤💜🔥﹞
••┈┈┈┅💜🤤›┅┈┈
#part_19
انقدر عجله داشتم نفهمیدم چی پوشیدم اخ دوبارع قلبم درد گرفت نمیدونم چشه
با گریه داشتم میرفتم که امیرسام رو دیدم
امیرسام: چی شده
یاس: نامزد نیما تصادف کرده
امیرسام: یاخدا بیا باهم بریم
سری تکون دادم امیرسام رفیق نیما بود ادرس بیمارستان رو بهش دادم و رفتیم انقدر تند میرفت نزدیک بود چند بار تصادف کنه
رسیدیم با سرعت رفتم تو بیمارستان دیدم نیما نشسته و چشاش قرمزه رفتم بغلشش کردم
نیما: هیس اروم باش
یاس: شهرزاد هق....
نیما: میخواستیم عقد کنیم که
بغض نداشت حرف بزنه دیدم امیرسام اومد رفت بغلش کرد
چند. ساعت گذشته بوذ هنوز دکتر از اتاق عمل نیومده بود
چند ساعت بعد
دیدم دکتر از اتاق عمل اوند بیرون
نیما: اقای دکتر چی شد
دکتر: خطر از بیخ ردش و ممکن بود قطع نخاع شه ولی نشد فقط توی کما هست حالا بستگی داره می بیدار شه
دوباره گریم شدت گرفت اوردن بیرون چقدر حالشش بد بود
نیما گفت نمیتونه توی این حال ببینش من رفتم تو اتاق
_شهزاد من امدم بیدار شو میدونی میگن ادمی که تو کما باشه میشنوه پاشو قراره بریم برای عقدت خرید کنیم هق پاشو بریم رز رو اذیت کنیم
دیدم یک دفعه













••┈┈┈┈┅‹💜🤤›┅┈┈┈••
دیدگاه ها (۰)

عضو. ۸ Bts

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part56و بدون هیچ حرفی از اتاق خارج شدروی بالش...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

ددی خون آشام من

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط