Sam

aboutsmin

برو جلو اینه به خودت برس
اون دختر سرحال قدیمو راش بنداز❤

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت بعدها.. دیگه خودشو دوست نداشتم تصور ذهنی خودمو دوست داشتم!

یکیو دوست داشتم اونقدر بهش فکر کردم که تصوری که ازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت بعدها.. دیگه خودشو دوست نداشتم تصور ذهنی خودمو دوست داشتم!

۲۱ ساعت پیش
2K
حال ما خوش بود همچون پرندگانی بی سرپناه که روی سیم های برق عشق را آواز می دهند و ناگهان باران... #سروش_کلهر

حال ما خوش بود همچون پرندگانی بی سرپناه که روی سیم های برق عشق را آواز می دهند و ناگهان باران... #سروش_کلهر

۳ روز پیش
2K
می‌دانی؟ در تنهایی نیست که دلتنگ تو می‌شوم. بلکه در جمع این‌چنین‌ترم. دلتنگی محصول غیبت نیست، محصول حضور است. حضور هرکس غیر از تو. بودن با دیگران، نبودن تو را بیشتر می‌کند. دیوارها و صندلی‌ها ...

می‌دانی؟ در تنهایی نیست که دلتنگ تو می‌شوم. بلکه در جمع این‌چنین‌ترم. دلتنگی محصول غیبت نیست، محصول حضور است. حضور هرکس غیر از تو. بودن با دیگران، نبودن تو را بیشتر می‌کند. دیوارها و صندلی‌ها و تخت‌ها و اتاق‌ها و خانه‌ها و خیابان‌های خالی نیستند که جای خالی تو را ...

۴ روز پیش
3K
‏شمس دانسته بود که عشق وقتی همه‌چیز آدم نیست، هیچ‌چیزش نیست. ‏

‏شمس دانسته بود که عشق وقتی همه‌چیز آدم نیست، هیچ‌چیزش نیست. ‏

۵ روز پیش
3K
گاهی برای ادامه زندگی به دلایلی فراتر از روزمرگی هایت نیاز داری، مثل دوست داشتن و دوست داشته شدن مثل بودن با کسی که دیدنش نفس هایت را به شماره می اندازد، قلبت را می ...

گاهی برای ادامه زندگی به دلایلی فراتر از روزمرگی هایت نیاز داری، مثل دوست داشتن و دوست داشته شدن مثل بودن با کسی که دیدنش نفس هایت را به شماره می اندازد، قلبت را می لرزاند و هنگام بوسیدنش با خیال راحت چشم هایت را می بندی چون می دانی ...

۶ روز پیش
11K
+ او هم شما را می خواست؟ به اندازه یک قرن ساکت ماند... بعد گفت:

+ او هم شما را می خواست؟ به اندازه یک قرن ساکت ماند... بعد گفت: "هیچوقت مطمئن نشدم!" •فریبا وفی

۷ روز پیش
2K
کاش بدانید همه ی ما نیاز داریم دیده شویم شنیده شویم، خواسته شویم همین چیز های ساده به اندازه نفس کشیدن مهم است اما هر روزی که می گذرد رنگ عشق محو می شود و ...

کاش بدانید همه ی ما نیاز داریم دیده شویم شنیده شویم، خواسته شویم همین چیز های ساده به اندازه نفس کشیدن مهم است اما هر روزی که می گذرد رنگ عشق محو می شود و جایش را به نفرت می دهد دیگر کمتر کسی گوش شنوا برای حرف هایمان دارد ...

۱ هفته پیش
25K
و من فرار می‌کنم از فکر کردن به تو! مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم، خیلی... #مریم_ملک_دار

و من فرار می‌کنم از فکر کردن به تو! مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم، خیلی... #مریم_ملک_دار

۱ هفته پیش
3K
و گاهی باید رفت انقدر دور شد که دیگر صدای دورگرد لال کنار خیابان را نشنید از سرمای سیاه خورشید باید فرار کرد و به سفیدی شب پناه برد باید در میان شلوغی بازار آشکار ...

و گاهی باید رفت انقدر دور شد که دیگر صدای دورگرد لال کنار خیابان را نشنید از سرمای سیاه خورشید باید فرار کرد و به سفیدی شب پناه برد باید در میان شلوغی بازار آشکار شد گاهی باید دوید برای نرسیدن! •تاراسراج

۱ هفته پیش
6K
یک روز صبح بیدار می‌شوی و حس می‌‌کنی‌ چقدر دوست‌اش داری و خدا از خیلی‌ دورترها دلش برای جای خالی‌ کسی‌ که دیگر نیست می‌‌گیرد...

یک روز صبح بیدار می‌شوی و حس می‌‌کنی‌ چقدر دوست‌اش داری و خدا از خیلی‌ دورترها دلش برای جای خالی‌ کسی‌ که دیگر نیست می‌‌گیرد...

۱ هفته پیش
4K
تهش فهمیدم موندمای آدما هیچ قانونی نداره رفتناشونم یه روز وقتی دلم نمیخواست به هیچی فکر کنم،بهش فکر کردم یه روز سرد پاییزی،نشسته بودم جلوی تلویزیون و پفک میخوردم و به این فکر میکردم که ...

تهش فهمیدم موندمای آدما هیچ قانونی نداره رفتناشونم یه روز وقتی دلم نمیخواست به هیچی فکر کنم،بهش فکر کردم یه روز سرد پاییزی،نشسته بودم جلوی تلویزیون و پفک میخوردم و به این فکر میکردم که چقدر آدم اومده تو زندگیم! به این که چقدر آدمای بیشتری از زندگیم رفتن به ...

۲ هفته پیش
12K
من به تو مربوطم طوری‌که اندوه به شب طوری‌که صدای بنان به حاشیه ی غروب طوری‌که آن قناری زرد غمگین به شاملو بی‌آنکه هیچ‌کدام دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشیم!

من به تو مربوطم طوری‌که اندوه به شب طوری‌که صدای بنان به حاشیه ی غروب طوری‌که آن قناری زرد غمگین به شاملو بی‌آنکه هیچ‌کدام دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشیم!

۲ هفته پیش
4K
توی شلوغی خیابون دستمو محکم تر گرفت، سرشو آورد پایین نزدیک گوشم گفت: به اندازه‌ی همه‌ی آدمایی که الان اینجان دوست دارم، سرمو چرخوندم دور تا دورمون پُر از آدم بود، لبخند زدم، دستشو محکم‌تر ...

توی شلوغی خیابون دستمو محکم تر گرفت، سرشو آورد پایین نزدیک گوشم گفت: به اندازه‌ی همه‌ی آدمایی که الان اینجان دوست دارم، سرمو چرخوندم دور تا دورمون پُر از آدم بود، لبخند زدم، دستشو محکم‌تر گرفتم. کل مسیر من یه لبخند روی صورتم بود و باهم حرف می‌زدیم، نزدیک خونه ...

۲ هفته پیش
11K
اما کسی چمیدونه شایدم خورشید یه روز دلش خواست از پشت ابرا برگرده به این شهر‌

اما کسی چمیدونه شایدم خورشید یه روز دلش خواست از پشت ابرا برگرده به این شهر‌

۲ هفته پیش
4K
۲۰ اردیبهشت 1398
6K