❤رمان های اکسو❤

exoNovels

کلیک کنید
❤ ❤ ❤ ❤ ❤
سلام
ما اینجا فیک های اکسویی میزاریم که خودتون میدونید . اینجا فیک های عاشقانه میزاریم . دختر پسری . اگر نظری دارید بگید لطفا حتما رسیدگی میشه . لطفا برای فیک ها نظر بدید چون به نویسنده ها دلگرمی میده
کماندار = چهارشنبه ها
معجزه ی عشق = روز های تعطیل
فرشته_شیطون_خواستنی=چهارشنبه_شنبه
با تچکر ❤

گردنبد نینا #فرشته_شیطون_خواستنی

گردنبد نینا #فرشته_شیطون_خواستنی

۱۲ ساعت پیش
1K
پارت ۷ فیک معجزه ی عشق میانا تلفنش رو قطع کرد و همونطور که روی تخت نشسته بود دستاش رو روی پیشونیش گذاشت و آهی کشید . اسم اون فرد شبیه اسم کثافتی بود که ...

پارت ۷ فیک معجزه ی عشق میانا تلفنش رو قطع کرد و همونطور که روی تخت نشسته بود دستاش رو روی پیشونیش گذاشت و آهی کشید . اسم اون فرد شبیه اسم کثافتی بود که گند زده بود به زندگی میانا . نفرت شدیدی از اون مرد داشت . بعد ...

۱۳ ساعت پیش
18K
#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت4 چان من:هیع خوبی تو؟! نینا:آه اره یه سری چیزایی مزخرف یادم.میاد که اصلا با عقل جور در نمیاد شیومین:ببینم.تو شناسنامه ای چیزی همراهت نیس؟!مدیر ازت بپرسه چی... دی.او:بدبخت شدیم پسرا مدله دم در ...

#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت4 چان من:هیع خوبی تو؟! نینا:آه اره یه سری چیزایی مزخرف یادم.میاد که اصلا با عقل جور در نمیاد شیومین:ببینم.تو شناسنامه ای چیزی همراهت نیس؟!مدیر ازت بپرسه چی... دی.او:بدبخت شدیم پسرا مدله دم در کمپانی وایستاده من:چههههه شوخی نکن بجنب بجنب باید بری نینا:آخه من کجا باید برم بکهیون:فعلا ...

۱۴ ساعت پیش
23K
#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت3 نینا مرده:خوب باید منو بشناسی دیگه من:شرمنده شناختی ندارم! مرده:از کجا اومدی خدایا منکه هیچی یادم نمیاد چی بگم.چی نگم آهان روساعته نوشته فرانسه من:راستش من از فرانسه اومدم همین امروز اومدمم مرده:خوب ...

#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت3 نینا مرده:خوب باید منو بشناسی دیگه من:شرمنده شناختی ندارم! مرده:از کجا اومدی خدایا منکه هیچی یادم نمیاد چی بگم.چی نگم آهان روساعته نوشته فرانسه من:راستش من از فرانسه اومدم همین امروز اومدمم مرده:خوب من لی سومان هستم مدیر اس ام من:منم نینا هستم خوشبختم لی سومان:خوب خانوم نینا ...

۴ روز پیش
65K
part3:Divels angle/the archer🏹 یونجی کنار پنجره مینشست.به بیرون خیره شده بود...برگشت و نگاهی به پسری که جفتش نشسته بود انداخت.آهی کوتاه کشید. نگاهش رو برگشتوند سمت معلم و تمام تمرکزش رو گذاشت رو حرف های ...

part3:Divels angle/the archer🏹 یونجی کنار پنجره مینشست.به بیرون خیره شده بود...برگشت و نگاهی به پسری که جفتش نشسته بود انداخت.آهی کوتاه کشید. نگاهش رو برگشتوند سمت معلم و تمام تمرکزش رو گذاشت رو حرف های معلم...ولی مگه میشد؟؟لب و لوچه لش اویزون شد. میتونست از پنجره ی جفتش چهره ی ...

۵ روز پیش
57K
پارت ۶ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سرفه کردن های ناره اعصاب سهون رو به شدت خورد کرده بود ولی چاره ای نداشت . اون دختر ولش نمی کرد واقعا میخواست اون ...

پارت ۶ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سرفه کردن های ناره اعصاب سهون رو به شدت خورد کرده بود ولی چاره ای نداشت . اون دختر ولش نمی کرد واقعا میخواست اون کسی باشه که همراهیش میکنه . سهون هم به کمر توی چادر خودش دراز کشیده ...

۵ روز پیش
68K
part2: devil's angle🏹 یونجون بیخیال به راه رفتنش ادامه داد

part2: devil's angle🏹 یونجون بیخیال به راه رفتنش ادامه داد"برات در میارم ولی بعدا بگو چرا..." ناهی سرش رو برگشتوند"حتما بت میگم....حالا خداحافظ"و از یونجون دور شد و راه خودش رو رفت. ******* خم شد و دستش رو گذاشت رو زانو هاش، نفس نفس میزد"صب کن یونجی"داد زد. یونجی ایستاد ...

۶ روز پیش
46K
#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت2 چانیول من:این دیگه کیه؟! سهون:نمیدونم دیدم.ماشین زد بهش در رفت من وکای هم آوردیمش بهش نگاه کردم ته ته چهرش 18خیلی میخورد بکهیون:هیع داره تکون میخوره دختره:من من کجام؟! من:ببینم میدونی اسمت چیه؟! ...

#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت2 چانیول من:این دیگه کیه؟! سهون:نمیدونم دیدم.ماشین زد بهش در رفت من وکای هم آوردیمش بهش نگاه کردم ته ته چهرش 18خیلی میخورد بکهیون:هیع داره تکون میخوره دختره:من من کجام؟! من:ببینم میدونی اسمت چیه؟! دختره:نه هیچی یادم نیس سوهو:کارمون زاره فراموشی گرفته کای:لی سومان هنو نیومده ولی اگه بیاد ...

۷ روز پیش
18K
پارت ۶ فیک معجزه ی عشق دوتا بازوهاش رو گرفت و از روی صندلی بلندش کرد و بازوهای ناره رو توی دستاش فشرد _چه غلطی کردی؟ ناره همونطور که ریز ریز اتسه میکرد برید بریده ...

پارت ۶ فیک معجزه ی عشق دوتا بازوهاش رو گرفت و از روی صندلی بلندش کرد و بازوهای ناره رو توی دستاش فشرد _چه غلطی کردی؟ ناره همونطور که ریز ریز اتسه میکرد برید بریده جواب داد _من...به...بابونه...حساسیت دارم...عطرت با...بونس... سهون یکم فکر کرد . خوب اتسه ی ناره تقصیر ...

۷ روز پیش
43K
#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت1 هوووی جونمی جوننن دیش دیش بالاخره شدش دایه:نینا فراموش نکن دنیایی آدما خطرناکه اونا نمیتونن هنوز حضور مارو کنار خودشون درک کنن دایه:بله دایه فهمیدم دایه:چرا چرا اینکارو کردی که ترد بشی من:دایه ...

#فرشته_شیطون_خواستنی #پارت1 هوووی جونمی جوننن دیش دیش بالاخره شدش دایه:نینا فراموش نکن دنیایی آدما خطرناکه اونا نمیتونن هنوز حضور مارو کنار خودشون درک کنن دایه:بله دایه فهمیدم دایه:چرا چرا اینکارو کردی که ترد بشی من:دایه عزیزتر.از جونم نگران نباش من بعد از مرگ پدرومادرم دلخوشی جز تو ندارم اونم که ...

۷ روز پیش
31K
سلااااامممم به همگی 🙋🙋من نویسنده جدید این پیج @avesnat هستم اسمم:آیسان سن:16 رمان:فرشته_شیطون_خواستنی رو براتون میزارم روزهایی:چهارشنبه_شنبه امیدوارم از فیکم لذت ببرین درمورد یه دختر فرشته اس که به خاطر بعضی از کاراش به دنیایی ...

سلااااامممم به همگی 🙋🙋من نویسنده جدید این پیج @avesnat هستم اسمم:آیسان سن:16 رمان:فرشته_شیطون_خواستنی رو براتون میزارم روزهایی:چهارشنبه_شنبه امیدوارم از فیکم لذت ببرین درمورد یه دختر فرشته اس که به خاطر بعضی از کاراش به دنیایی آدما تبعید میشه و اونجا زندگی میکنه اما یه سری اتفاقا اونو با اکسو وکمپانی ...

۷ روز پیش
8K
پارت ۵ فیک معجزه ی عشق هوا تاریک بود . دور و بر ساعت ده شب بود و هوا به شدت سرد بود . ناره خیلی راه رفته بود و پا درد شدید داشت . ...

پارت ۵ فیک معجزه ی عشق هوا تاریک بود . دور و بر ساعت ده شب بود و هوا به شدت سرد بود . ناره خیلی راه رفته بود و پا درد شدید داشت . گشنش بود و هیچی نخورده بود . تلو تلو میزد . یه نوری دید که ...

۱ هفته پیش
69K
Part1:devil's angle🏹 سر میزش نشست و به پسر مغرور نگاهی انداخت....

Part1:devil's angle🏹 سر میزش نشست و به پسر مغرور نگاهی انداخت.... "من شکارچی بودم...ولی خودم شکار بودم" مدادش رو ورداشت و مسائل ریاضی رو شروع به حل کردن کرد... با فرود اومدن دستای یکی سرش رو بالا برد..."هی ناهی....بیا باهام یه اتفاق عجیب" سزش رو تکون داد و همراه لیسا ...

۲ هفته پیش
54K
پارت ۴ فیک معجزه ی عشق چشماشون تو هم قفل شده بود . اون لحظه هرکدوم تو دلشون یه چیزی میگفتن . ناره تو دلش میگفت «چقدرررر خوشگل و جذابه» . سهون با لبخند بهش ...

پارت ۴ فیک معجزه ی عشق چشماشون تو هم قفل شده بود . اون لحظه هرکدوم تو دلشون یه چیزی میگفتن . ناره تو دلش میگفت «چقدرررر خوشگل و جذابه» . سهون با لبخند بهش خیر شده بود و توی دلش میگفت «مگه داریم انقدددددر کیووووت» . ناره برای اینکه ...

۲ هفته پیش
112K
پارت ۳ فیک معجزه ی عشق _ناره ناره خیلی اروم برگشت و به میانا خیره شد . میانا دوباره اروم حرف زد تا کسی بیدار نشه چون به خاطر خرابکاری ناره همه بیرون خوابیده بودن ...

پارت ۳ فیک معجزه ی عشق _ناره ناره خیلی اروم برگشت و به میانا خیره شد . میانا دوباره اروم حرف زد تا کسی بیدار نشه چون به خاطر خرابکاری ناره همه بیرون خوابیده بودن میانا_چه غلطی داری میکنی ناره_اونی...باید برم...من نمیتونم به خاطر بابا آرزویی که از بچگی داشتم ...

۲ هفته پیش
65K
پارت ۲ فیک معجزه ی عشق همه تو ماشین نشسته بودن و مثل همیشه مرد بزرگ خونه رانندگی ، خانوم بزرگ خونه روی صندلی شاگرد ، بچه ها هم پشت ماشین نشسته بودن . مثل ...

پارت ۲ فیک معجزه ی عشق همه تو ماشین نشسته بودن و مثل همیشه مرد بزرگ خونه رانندگی ، خانوم بزرگ خونه روی صندلی شاگرد ، بچه ها هم پشت ماشین نشسته بودن . مثل همیشه ناره بغل پنجره ی سمت چپ و میانا بغل پنجره ی سمت راست و ...

۲ هفته پیش
53K
Devil's angle/ the archer💌 🏹 ⚠ فیک جدید.... نویسنده: marliswiftie@ نام:فرشته ی شیطانی / کماندار ژانر:عاشقانه،تخیلی،فانتزی،درام شخصیت های اصلی:لوهان_کیم ناهی شخصیت های فرعی: سهون_کای_جنی_رزی_تهیونگ_جونگکوک_جین یونجون_چانیول_بکهیون_لیسا_جیمین_یونجی(تخیلی)_مارلی (مارلی:شخصیت سابته همه داستانامه😹 ) داستان:

Devil's angle/ the archer💌 🏹 ⚠ فیک جدید.... نویسنده: marliswiftie@ نام:فرشته ی شیطانی / کماندار ژانر:عاشقانه،تخیلی،فانتزی،درام شخصیت های اصلی:لوهان_کیم ناهی شخصیت های فرعی: سهون_کای_جنی_رزی_تهیونگ_جونگکوک_جین یونجون_چانیول_بکهیون_لیسا_جیمین_یونجی(تخیلی)_مارلی (مارلی:شخصیت سابته همه داستانامه😹 ) داستان: "عشق فقط شامل انسان هاست" غلط ترین جمله ای که بلد بود...همه عاشق میشدن حتی شیاطین حتی فرشته هایی ...

۲ هفته پیش
72K
پارت ۱ فیک معجزه عشق ناره مثل همیشه قسم سکوت خورده بود و حرف نمیزد . روی کاناپه نشسته بود و تلویزیون میدید . موهای نقره ایش رو جمع کرده بود و دم اسبی بسته ...

پارت ۱ فیک معجزه عشق ناره مثل همیشه قسم سکوت خورده بود و حرف نمیزد . روی کاناپه نشسته بود و تلویزیون میدید . موهای نقره ایش رو جمع کرده بود و دم اسبی بسته بود و چتری هاشم کنار زده بود و چپ کرده بود . غذا نمی خورد ...

۳ هفته پیش
84K
سلام اولین فیک رو میخوام بزارم یعنی درواقع توضیحات فیک رو بخونید/... اسم : معجزه عشق نویسنده : باران شخصیت های اصلی : ناره « لودا از WJSN » ، سهون شخصیت های فرعی : ...

سلام اولین فیک رو میخوام بزارم یعنی درواقع توضیحات فیک رو بخونید/... اسم : معجزه عشق نویسنده : باران شخصیت های اصلی : ناره « لودا از WJSN » ، سهون شخصیت های فرعی : کیم یونگ جو ، پارک یه نا ، کیم میانا ، کیم کای ، اوه ...

۳ هفته پیش
16K
بازسازی پیج : سلام من بارانم اگه یادتون باشه ما سه نفر بودیم که فیک های اکسویی میزاشتیم . الان از اون سه نفر فقط من موندم . تصمیم گرفتم اعضا ی جدید بیارم تا ...

بازسازی پیج : سلام من بارانم اگه یادتون باشه ما سه نفر بودیم که فیک های اکسویی میزاشتیم . الان از اون سه نفر فقط من موندم . تصمیم گرفتم اعضا ی جدید بیارم تا براتون فیک بزارن . نویسندگان : باران توت فرنگی مارلی مائده آیسان ایشالا که هر ...

۳ هفته پیش
9K