❡αη∂øღ

nafas.o

@gandoom_h
@jananeemani

" #متأهل&#متعهد "

تو
گرمای خورشید صبح هستی
که سرک می کشد
به تن گندمزار
که گندم را هوسِ
آرد شدن زیر نگاهت
به سر می افتد
که عشق
می خندد ...

خاطره‌ای از #محمدرضا_شجریان پیرنیا سرش را از روی کاغذها بلند کرد و گفت: این را چه‌کسی خوانده بود؟ گفتند: از شهرستان آمده، از مشهد. پیرنیا گفت: برگ سبز 216 باشد. من همین را پخش می ...

خاطره‌ای از #محمدرضا_شجریان پیرنیا سرش را از روی کاغذها بلند کرد و گفت: این را چه‌کسی خوانده بود؟ گفتند: از شهرستان آمده، از مشهد. پیرنیا گفت: برگ سبز 216 باشد. من همین را پخش می کنم. اسمت چیست جوان؟ - محمدرضا. - اهل مشهدی؟ - آری. - باید منتقلت کنم ...

۱۳ ساعت پیش
5K
افتاده به حوض دلم آن ماهیِ عشقت فیروزه ای و سرخ! چه ترکیب قشنگی.... #محمود_افهمی @gandoom_h 🌾

افتاده به حوض دلم آن ماهیِ عشقت فیروزه ای و سرخ! چه ترکیب قشنگی.... #محمود_افهمی @gandoom_h 🌾

۳ روز پیش
4K
غمناک نباید بود از طعن #حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد... #حافظ @gandoom_h 🌾

غمناک نباید بود از طعن #حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد... #حافظ @gandoom_h 🌾

۵ روز پیش
7K
درنظام، هرچه درجه پایینتر، آدمی به مرگ نزدیک‌تر ! یک سرباز درخطِ مقدم جبهه می‌جنگد، درست چهره به چهره با مرگ و یک فرمانده بسته به درجه‌اش، در مسافتی دورتر ... ! 📗 همنوایی شبانه ...

درنظام، هرچه درجه پایینتر، آدمی به مرگ نزدیک‌تر ! یک سرباز درخطِ مقدم جبهه می‌جنگد، درست چهره به چهره با مرگ و یک فرمانده بسته به درجه‌اش، در مسافتی دورتر ... ! 📗 همنوایی شبانه ارکستر چوبها ✍🏻 #رضا_قاسمی

۲ هفته پیش
4K
دستش را مثل قایقی که روی موج بالا و پایین می رود ، توی هوا رقصاند . پرسید : « ارزشش را داشت اینهمه بالا و پایین شدن ها ؟.. » دست هایم را مثل ...

دستش را مثل قایقی که روی موج بالا و پایین می رود ، توی هوا رقصاند . پرسید : « ارزشش را داشت اینهمه بالا و پایین شدن ها ؟.. » دست هایم را مثل کسی که پارو می زند دو طرف پهلو گرفتم و مثلا پارو زدم . گفتم ...

۳ هفته پیش
9K
ای جدایی تو بهترین بهانه‌ی گریستن ... بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده‌ام #فریدون_مشیری @gandoom_h 🌾

ای جدایی تو بهترین بهانه‌ی گریستن ... بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده‌ام #فریدون_مشیری @gandoom_h 🌾

۳ هفته پیش
9K
خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است که دیدن تو در این فصل ، اتفاق افتاد ... #حسین_منزوی

خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است که دیدن تو در این فصل ، اتفاق افتاد ... #حسین_منزوی

۳ هفته پیش
10K
هر که در عشق سر از قله بر آرد هنر است همه تا دامنه ی کوه تحمل دارند ..! @gandoom_h 🌾

هر که در عشق سر از قله بر آرد هنر است همه تا دامنه ی کوه تحمل دارند ..! @gandoom_h 🌾

۲۳ شهریور 1397
3K
حکایت نموده اند که در روزگاران قدیم، الاغهای ده، از پالان دوزشان بسیار ناراضی بودند. زیرا پالانی که برایشان میدوخت پشت شان را زخمی میکرد. در نهایت تصمیم گرفتند که جایی جمع شوند و دعایی ...

حکایت نموده اند که در روزگاران قدیم، الاغهای ده، از پالان دوزشان بسیار ناراضی بودند. زیرا پالانی که برایشان میدوخت پشت شان را زخمی میکرد. در نهایت تصمیم گرفتند که جایی جمع شوند و دعایی بکنند تا شاید پالان دوز دیگری به ده شان بیاید. از آنجا که دل صاف ...

۲۰ شهریور 1397
6K
ز بی دردان علاج درد خود جستن به آن ماند که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب ها #صائب_تبریزی @gandoom_h 🌾

ز بی دردان علاج درد خود جستن به آن ماند که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب ها #صائب_تبریزی @gandoom_h 🌾

۱۸ شهریور 1397
7K
مرداب زندگی همه را غرق می‌ کند ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر #فاضل_نظری @gandoom_h 🌾

مرداب زندگی همه را غرق می‌ کند ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر #فاضل_نظری @gandoom_h 🌾

۱۸ شهریور 1397
9K
دود سیگار زشته دود ماشین خوبه؟ سیگار میکشیدم که در این‌میان چند پیام دریافت کردم بااین مضامین که: ما تا بحال فکر میکردیم تو فهمیده و باسوادی! خجالت نمیکشی ازینکه سیگار میکشی؟! اصلا به چه ...

دود سیگار زشته دود ماشین خوبه؟ سیگار میکشیدم که در این‌میان چند پیام دریافت کردم بااین مضامین که: ما تا بحال فکر میکردیم تو فهمیده و باسوادی! خجالت نمیکشی ازینکه سیگار میکشی؟! اصلا به چه حقی کسی که هزاران نفر نوشته هایش را میخوانند، باید عکس سیگارکشیدن رویِ پیجش بگذارد؟ ...

۱۳ شهریور 1397
7K
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد #نجمه_زارع @gandoom_h 🌾

گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد #نجمه_زارع @gandoom_h 🌾

۱۱ شهریور 1397
9K
و گفت: محبت درست نشود، مگر در میان دو تن؛ که یکی،دیگری را گوید:

و گفت: محبت درست نشود، مگر در میان دو تن؛ که یکی،دیگری را گوید: "ای من" تذکرة الاولیا _عطار نیشابوری @gandoom_h 🌾

۱۰ شهریور 1397
8K
تو آمدی زِ دورها و دورها زِ سرزمین ِعطرها و نورها نشانده ای کنون مرا به زورقی ز عاجها،ز ابرها،بلورها مرا ببَر امید دلنوازِ من ببر به سرزمین شعرها و شورها #فروغ_فرخزاد @gandoom_h 🌾

تو آمدی زِ دورها و دورها زِ سرزمین ِعطرها و نورها نشانده ای کنون مرا به زورقی ز عاجها،ز ابرها،بلورها مرا ببَر امید دلنوازِ من ببر به سرزمین شعرها و شورها #فروغ_فرخزاد @gandoom_h 🌾

۶ شهریور 1397
13K
دستهایم را در باغچه می‌کارم سبز خواهم شد میدانم، میدانم، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهری‌ام تخم خواهند گذاشت ... #فروغ_فرخزاد @gandoom_h 🌾

دستهایم را در باغچه می‌کارم سبز خواهم شد میدانم، میدانم، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهری‌ام تخم خواهند گذاشت ... #فروغ_فرخزاد @gandoom_h 🌾

۶ شهریور 1397
13K
تو را دوست دارم ... مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمک ! مثل اینکه بیدار شوی ، با سوز و تب در نیمه شب ! و بچسبانی لب خود را به شیر آب خوردن ! ...

تو را دوست دارم ... مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمک ! مثل اینکه بیدار شوی ، با سوز و تب در نیمه شب ! و بچسبانی لب خود را به شیر آب خوردن ! مثل باز کردن یک بسته‌ی بزرگ ، که ندانی چیست ! با اضطراب ، با ...

۴ شهریور 1397
8K
عشق همین است دیگر تو باید از گردنه های باران گیرِ بسیاری بگذری این را پایت نوشته اند ... دست بردار دختر ! گاهی باید تنها برای یکی پاره ی نور شنیدن یک تکه ی ...

عشق همین است دیگر تو باید از گردنه های باران گیرِ بسیاری بگذری این را پایت نوشته اند ... دست بردار دختر ! گاهی باید تنها برای یکی پاره ی نور شنیدن یک تکه ی یک ترانه حتی همتای صبوح کشانِ سحری از هزار و یک شبِ این آسمانِ خواب ...

۴ شهریور 1397
9K
وقتی چپاول ، روش زندگی گروهی از جامعه می‌ شود ، آن ها برای خود یک نظام حقوقی و موازین اخلاقی ایجاد می‌ کنند که چپاول را مجاز می‌ شمارد و تحسین می‌ کند... #فدریک_باستیا

وقتی چپاول ، روش زندگی گروهی از جامعه می‌ شود ، آن ها برای خود یک نظام حقوقی و موازین اخلاقی ایجاد می‌ کنند که چپاول را مجاز می‌ شمارد و تحسین می‌ کند... #فدریک_باستیا

۲ شهریور 1397
9K
ﻭ ﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﮐﻮﭼﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺁﺭﯼ ، ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﭘﺎﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ... ﻭ ﻋﻄﺮ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺷﮏ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺷﺘﺎﺏ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻨﺪﺑﻨﺪ ﮐﻬﻨﻪﯼ ...

ﻭ ﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﮐﻮﭼﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺁﺭﯼ ، ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﭘﺎﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ... ﻭ ﻋﻄﺮ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺷﮏ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺷﺘﺎﺏ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻨﺪﺑﻨﺪ ﮐﻬﻨﻪﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺁﺟﺮﯼ ﮔﻢ ﺷﺪ ﻓﻀﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﯿﻌﺎﺩ ﻃﻨﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩﯼ ﺿﺮﺑﻪﻫﺎﯼ ﮔﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ...

۱ شهریور 1397
6K