ویژه کنید
عکس و تصویر دوروز از رفتن حامد و کامی میگذره و من فقط تلفنی ازشون خبر دارم امروز ...

دوروز از رفتن حامد و کامی میگذره و من فقط تلفنی ازشون خبر دارم امروز کامی تماس گرفت گفت حامد ازش خواسته بیاد بهم سر بزنه چون خودش نمیتونه خب چه بهتر همچین مشتاق دیدار اون قیافه نحسش نیستم از روکاناپه ی جلو تلویزیون بلند میشم و میرم تو آشپزخونه کامی کلم پلو خیلی دوس داره میرم سمت فریزر و ی بسته گوشت چرخ کرده میارم بیرون دیروز شهرام ی خورده میوه و سبزی و چیزای اینجوری برامون آورده کلم سر (کلم شیرازی)و سبزی کلم پولو هم بینشون هست میرم چنتا کلم برمیدارم و خورد میکنم سبزی هارو هم که دیروز با کمک رویا پاک کردم میشورم و خورد میکنم گوشتا باز شدن میرم برشون میدارم و میذارمشون تو ظرف ادویه و آرد و ی مقدار شنبلیله اضافه میکنم و شرع میکنم به ورز دادن که رویا میاد پیشم:
کمک نمیخوای خانم؟
-میشه کلمارو سرخ کنی؟
میخنده:
میگن تعارف اومد نیومد داره راس میگن
ی چشمک میزنم:
به تو هیچ وخ نمیاد تعارف نکن عزیزم
میخنده و میره سمت کابینت ی ماهیتابه بر میداره و یکم روغن میریزه داخلش و کلمارو سرخ میکنه منم گوشتارو گلوله میکنم تو ی ظرف دیگه سرخ میکنم بعد با کلما و سبزیا ی تفت کوچولو بهش میدم برنجمو که از قبل خیس کردم میجوشونم و موادمو میذارم بینشو دم میدم
با کمک رویا ی سالاد شیرازی خوشمزه درست میکنم(قابل توجه دوستانی که تو شهرای دیگه با آبلیمو سالاد درست میکنن و بهش میگن سالاد شیرازی اون سالاد شیرازی نیست سالاد شیرازی با آبغوره درست میشه)دیگه همچی تمومه از آشپزخونه میام بیرون تنم بو پیاز داغ گرفته میرم تو اتاقم حوله لباسیمو برمیدارم و ی راست میرم تو حموم ی دوش 10 دقیقه ای میگرم و میام بیرون میرم تو اتاقم و ی تاپ آستین بلند زیر زانو صورتی با ی ساپرت مشکی برمیدارم و میپوشم موهامو خشک میکنم و با چهل گیس میبافم امروز دلم میخواد یکم آرایش کنم یکم کرم ی روژ صورتی با ریمل با ی روژ گونه ی صورتی و خط چشم باریک خودمو تو آینه نگاه میکنم به به چی شدم؟کامی نخوره منو؟
ی بوس واسه خودم میفرستم و میرم بیرون آیفون زنگ میخوره برش میدارم:
کیه؟
کامی جواب میده:
همسرجان وا کن
مطمین میشم تنهاس درو میزنم و میرم تو حیاط میاد داخل و درو میبنده میپرم تو بغلش:
سلام عشقم خیلی دلت برام تنگ شده بود
میخنده:
نخیر اصلا تنگ نشده بود
با قهر ساختگی ازش جدا میشم:
پ برو همونجا که بودی
با ی لحن کشداری میگه:
یلداییییییییییی
........._
+یلدا جونممممممممممم
..........._
+همسرییییییییییی
............._
+بابا غلط کردم اصن غلط کردمو واسه همین روزا گذاشتن
ی اخم بامزه میکنم:
دیر شده
+چیکار کنم الان؟
-منت کشی
+شما آشتی کن منتتم میکشیم
میخندم:
مگه قهر بودم؟
میاد بغلم میکنه:
عاشقتم نفسی
با ناز میخندم:
بریم تو؟
ی نفس عمیق میکشه:
چه بوهای خوشمزه ای چی پختی؟
-حدس بزن
+هومممممممم کلم پلو؟
-ها
دستاشو میزنه بهم:
آخ جوووووووون
میخندم و با هم میریم داخل رویا تو هال ایستاده بهش سلام میکنه و بعد از احوالپرسی من و کامی میریم تو اتاق من کامی میره رو تخت میشنه منم میرم کنارش میشینم و سرمو میذارم رو شونش دستشو میکنه تو موهام و سرمو میبوسه:
دلم واست تنگ شده
ی نفس عمیق میکشم:
منم دلم تنگ شده
محکم بغلم میکنه:
خونه بدون تو منو میخواد بخوره
لبخند میزنم:
خیلی زود برمیگردم عزیزم
هولم میده رو تخت و.........
کامی داره دکمه ی لباسشو میبنده که رویا از بیرون صدامون میکنه:
یلدا جان سفره رو چیدم بیاین بیرون
خودمونو مرتب میکنیم و میریم سر سفره میشینیم کامی بشقاب منو پر میکنه و بعد برای رویا و خودشم غذا میکشه و همه مشغول خوردن میشیم کامی با خوردن اولین لقمه بهم نگاه میکنه و میگه:
دستپختت عالیه
رویا چشمکی بمن میزنه و میگه:
از کجا معلوم دستپخت یلداس؟
کامی لبخند میزنه:حتما دست پخت تو هم عالیه ولی این دستپخت یلداس من دستپخت زنمو میشناسم
میخندم:
رویا خانم ضایع شدی قشنگ
همه میخندیم و بقیه غذا با خنده و شوخی خورده میشه بعد از خوردن غذا کامی میره حموم و من و رویا ظرفارو میشوریم و خشک میکنیم کارمون که تموم میشه منم میرم حموم ی دوش کوتاه میگیرم و میام بیرون میرم تو اتاقم که لباس عوض کنم کامی در میزنه میگم:
جانم؟
-بیام تو؟
+بیا
ی بلیز طرح مردونه ی چهارخونه سفید مشکی با ی شلوار جذب برمیدارم کامی میاد داخل و درو میبنده لباسمو میپوشم میاد کنارم و میگه:
بشین موهاتو من خشک میکنم
میشینم رو صندلی میز توالت سشوارو برمیداره و موهامو خشک میکنه کارش که تموم میشه ی بوسه به موهام میزنه و میگه:
خداروشکر که هستی
لبخند میزنم:
من تا وقتی تو بخوای هستم
از پشت بغلم میکنه:
پس همیشه باش

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...