ویژه کنید
عکس و تصویر تیره تر از مشکی/پارت پنجم /یونگی/ امروز یه هفتس ک جیمین داره تو شرکت کار ...

تیره تر از مشکی/پارت پنجم
/یونگی/
امروز یه هفتس ک جیمین داره تو شرکت کار میکنه.تا حالا هیچ کار بدی ازش سر نزده و همیشه بموقع اومده بموقع رفته.خیلی قشنگ باید بگم کارش محشره.به اندازه ی قیافه ی پرفکتش کار کردنشم پرفکته
رو صندلی لم دادم و دود سیگارمو با حرص فوت کردم بیرون
الان یکساله فهمیدم اون پارک جی یانگ یه مرگش هست...و قطعا دخترشم یه مهره اس برای بازیش...
یکساله دارم دنبال یه مدرک میگردم ک اون قسمت زیادی از سود رو واسه خودش برمیداره ولی متاسفانه هیچی گیرم نیومد....چانیول...مورد اعتماد ترین فرد شرکتم...
فامیلی پارک اونقدرام زیاد نیس ک بخوام تو اولین نگاه بگم جیمین و چانیول عمو زاده ان...اما هستن...و دارم فکر میکنم نکنه خارج کردن اون سه میلیارد دلار کار چانیول باشه اما نمیتونه کار اون بوده باشه....
صورت حسابا رو چک میکنم و میفهمم ک کم و کسر دارن...اما چیکار کنم وقتی پدرم بهش اعتماد کامل دارع؟
بشکنی زدم.آخه یهو ازین چراغا بالا سرم روشن شد
به جیمین نزدیک میشم،باهاش دوست میشم،عاشقش میکنم،و در آخر ازش بعنوان شاهد تمام کارای جی یانگ استفاده میکنمممم!
وای خدا!
از کیفم ادکلن جیبیمو برداشتم به گردنمو مچام زدم.آستینای پیراهنمو بردم بالا و دستمو لای موهام کشتیمو ریختمشون رو پیشونیم
ساعتمو بستم.شمارمو رو کارتم نوشتم و گذاشتم تو جیبم.دستامو تو جیبام گذاشتمو مشغول قدم زدن تو راهرو ها شدم.خیلی عادی بعنوان رییس شرکت قدم میزدم
سوار آسانسور شیشه ای شدم و رفتم طبقه ی ۱۲ که حسابداری بود
تکیه دادم به اتاقک.تو طبقه ی ۵یهو آسانسور ایستاد و یکی که یه عالمه پرونده تو دستش بود وارد آسانسور شد.وایی عاشقتم شانس!جیمینه!
دستش کاملا پر بودو داشت با موبایلشم حرف میزد.موبایلشو بین شونه اش و گوشش گیر انداخته بودو داشت مدام میگفت اوکی بذار من بعدا بت میزنگم که یهو گوشیش از بین گوشش و شونه اش افتاد
پرونده هارو از دستش گرفتم.گفت:منو ببخشید آقای مین
لبختدی بهش زدم.گوشیشو برداشت.شکسته بود
-لعنتی....خورد شد....
خندیدم:شما که پولدارید نباید نگران این چیزا باشین
_خوشبختانه راس میگین...یکی دیگه میخرم....
خندیدمو باهاش تا طبقه ی ۱۲ رفتم.
-اوه آقای مین!زحمت نکشید خودم میبرم!
پرونده هارو از دستش گرفتمو واسش تا اتاقشون بردم.بمحض ورود جانگ کوک گفت:خعلی دیر کردی جیمینا
جیمین:ببخش کوکی...اون یارو رسما هیچ کمکی نکرد....خودم مجبور شدم بگردم....
گفتم:کی کمک نکرد؟
جیمین:سیستم دار اتاق پرونده ها...
اعصابم رسما بهم ریخته بود:یعنی چی ک کمکی نکرده؟مگه شهر هرته بیاد اینجا پول بگیره به کارمندا هم کمک نکنه؟
گفت:لازمه پیگیری بشه؟؟؟
گفتم:بله که لازمه...شرکت من جای آدمای تنبل نیست....
(ادامه دارد...)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...