ویژه کنید
عکس و تصویر پارت هفتم دایی رادوین هم دوتا دختر به اسم گندم و میرا و دوتا پسر ...

پارت هفتم
دایی رادوین هم دوتا دختر به اسم گندم و میرا و دوتا پسر به اسما مانی و پارسا داره
اخیـــــــش بالاخره تموم شد معرفی
خب دختر دایی هامم بودن نام اسمشون رو گفتم من از همه نوه ها کوچیک ترم یعنی ته تغاری ام چه تو نوه های مادری و چه پدری از همه هم بزرگتر بچه دایی رادوین بود که پارسا میشه و ۲۷سالش بود
خب با دخترا نشسته بودیم که شیدا گفت میگما دختر حالا چیکار کنیم ؟؟
-میاین جرات حقیقت؟
همشون با هم گفتن ارههههههههههههههههههـ
ولی تیامو گفت میگما به پسرا هم بگیم بیان همه باهم بازی کنیم جمعیت بیشتر میشه این همه ادمم اینجا جا نمیشیم بریم  یه جا دیگه‌
تیامو بزرگترین دختر بود بین دخترا و ۲۱سالش بود
منم گفتم بریم اتاق نشیمن همه قبول کردن و رفتیم به پسرا هم گفتیم اونا هم اومدن ولی به پیشنهاد شاهین رفتیم تو پذیرایی که بتونیم بیشتر مسخره بازی در بیاریم
خب دور هم نشستیم و مانی گفت من میچرخونم چرخوند افتاد رو من و شاهین
شاهین:جرات یاحقیقت ؟
من:جرات
شاهین:خب پس پاشو برو ی تو سری بزن به پارسا
تعجب کردم آخه پارسا از من خیلی بزرگ تره روم نمیشه یه نگاه به پارسا کردم اونم مهربو نگام کرد تا یاد دارم همیشه باهام مهربون بوده و پشتم بوده نمیتونم
دودل بودم 
شاهین -چیه سخته میخوای شرطو عوض کنیم ؟
پارسا -نه خیر
منم باهزار بدبختی بلند شدم تو گشش گفتم داداشی معذرت میخوام تا اونجایی که تونستم سعی کردم نمایشی باشه و یواش زدم بهش چقد دلم شکست پارسا داداشمه نشستم همش یه بغضی تو گلوم بود هرچند پارسا ازم ناراحت نشد ولی خودم وجدان ندارم ؟مانی دوباره بطری رو چرخوند
افتا رو منو شاهین دوباره گفتم ایول دمار از روزگارت در میارم
من :جرات یاحقیقت ؟
شاهین :حقیقت.
من:خب اخرین باری که با دوس دخترت حرف زد  کی بوده
و چند تا دوس دختر داشتی ؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...