ویژه کنید
عکس و تصویر #جیمین با غم به دیوار خیره بودم.... اون خاطرات لعنتی نمیخان یروزم کع شده دس ...

#جیمین
با غم به دیوار خیره بودم....
اون خاطرات لعنتی نمیخان یروزم کع شده دس عز سرم بردارن...آخرش یروز بخودم میام میبینم موهام عینهو دندونام سفید شده...منکع کاری نکردم کع بخام نگران باشم
آروم ذهنمو هل دادم سمت خاطراتم...
صداش تو گوشم پیچید:بیـون،بکهیون...بهتــرین،دوستت....
چند ثانیه ی عول فک کردم داره مسخرم میکنه....
_بابا...لطفن بگو که طعمه ی بعدیم...
-بخای،نخای...بکهیون،بیـون بکهیون....
اشک تو چشمام نشست...چشمای بکهیون وقتی با لذت از چانیول میگفت جلو روم نقش بست...وقتی میگفت اون پسره ی دراز عوضیه...حرصم میده اما دوصش دارم...حرصم میده اما من میخامش...میخام همه چیو بیخیال شع و فقد بهم اهمیت بدع...مثع الانه خودم....
اونموقع من وقتی این خاطره واسم مرور شد از جام بلند شدمو از خونه رفتم بیرون...واسه عولین بار تنهایی رفدم مشروب فروشی....تا خرخره مست کردم...دقیق یادم نیست ولی با اون سلیقه ی بچگانه فکر کنم کع سوجو بود....مسته مست کردع بودم....نمیتونستم کسیو عاشق خودم کنم و بچاپم که عاشقه...امکان نداشت...اون بهترین دوستم بود...بکهیون تو دوره ی دبیرستان بهترین دوستم بود....روش اونقدری کامل شناخت داشتم که نتونم بش فک کنم باهاش باشم....
علاقم بهش نذاشت که اینکارو باش بکنم...مست کردم...جی یانگم میدونست که من مخالفم و واقعا میخاست من با بکهیون اینکارو بکنم تا مثه خودش سنگدل شم،اما...
متوجه مخالفتم شد...آدماشو فرستاد انقد بزننم تا جون بدم که البته فرشته ی زندگیم بهم زنگ میزنه،جواب نمیدم به همین خاطر با جی پی اسی که به دستوره خودش همیشع روشنه پیدام میکنه و آش و لاش میبینتم تو یجای پرته شهر و میبرتم بیمارستان...
فرشته ای که اگه خودخاه بودم از دسش میدادم...
بکهیون فرشته ی زندگیمه،بخام صادق باشم همع کسمه...دار و ندارمه....
لبخندم از رو لبام رفت...
میدونی چرا؟؟؟
چون چشمم خورد به جزوه ای که فرشته ی زندگیم رو میزم گذاشت که مطمنع واسع واسه دوباره خوندن اون ترم لازمع....هووووووفف....
گوشیمو باز کردمو به اسمای مخاطبین گوشیم نگاه کردم...
_عوضیع دراز😄 (چانیول)
_‌دراز شمارع دو(سهون)
_همع کسم💎 (بک)
_همونی که سانشاین میخندع

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...