Zuhrw•_•

sada.z

دوستان بعد از محرم پارتای جدید میزارم ببخشید درگیر کارام هستم
[یِ عَصَبیَم کهِ هْیٖچٰ کَسٖٓ دَرکِشٔ نِمے کُنِه]
Hope is the only thing stronger than fear

Live each day as if itٌs your last.♪━━━●┄┄┄┄

ⓩⓞⓗⓡⓔ

#پارت_هفتادوهشت سریع بلند شد رفت از توی اشپزخونه درتا قاشق اورد و اومد یکی رو داد دست من و یکی رو خودش برداشت با تعجب نگاهش میکردم که با قاشق شروع کرد کیکی که توی ...

#پارت_هفتادوهشت سریع بلند شد رفت از توی اشپزخونه درتا قاشق اورد و اومد یکی رو داد دست من و یکی رو خودش برداشت با تعجب نگاهش میکردم که با قاشق شروع کرد کیکی که توی بشقابش بود رو خوردن هر از گاهی هم شکلات وسط کیک رو میخورد منم دست ...

۲۸ مرداد 1398
2K
پیج شخصیم : @iamzuhre پیج رمان : @iamzuhre.devil حتما حتما فالوم کنید مرسی من با نام @iamzuhre.devil در Instagram هستم. برای دنبال کردن عکس‌ها و ویدیوهای من این برنامه را نصب کنید. https://instagram.com/download/?r=10898733306

پیج شخصیم : @iamzuhre پیج رمان : @iamzuhre.devil حتما حتما فالوم کنید مرسی من با نام @iamzuhre.devil در Instagram هستم. برای دنبال کردن عکس‌ها و ویدیوهای من این برنامه را نصب کنید. https://instagram.com/downl...

۲۵ مرداد 1398
850
#پارت_هفتادوهفت امین - نمیدونم دیگه مجله رو بست و کیفش رو برداشت با لیوان چایی رفت سر کلاسش منم سریع وسایلم رو جمع کردم رفتم کلاس سه گروه سه نفره بود و همه خواب بودن ...

#پارت_هفتادوهفت امین - نمیدونم دیگه مجله رو بست و کیفش رو برداشت با لیوان چایی رفت سر کلاسش منم سریع وسایلم رو جمع کردم رفتم کلاس سه گروه سه نفره بود و همه خواب بودن به غیر از ملینا یکی از اروم ترین و صد البته شیطون ترین دختر کلاس ...

۲۴ مرداد 1398
3K
#پارت_هفتادوشش شال زیتونیم هم انداختم و ی رژ لب صورتی و زدم و به موژه هام یکم ریمل زدم که پر پشت تر نشون میداد و چشمام رو وحشی تر میکرد ب خودم نگاه کردم ...

#پارت_هفتادوشش شال زیتونیم هم انداختم و ی رژ لب صورتی و زدم و به موژه هام یکم ریمل زدم که پر پشت تر نشون میداد و چشمام رو وحشی تر میکرد ب خودم نگاه کردم عالی عالی عالی کیف زیتونیم هم برداشتم و زدم کولم و پریدم پایین ادرین - ...

۶ مرداد 1398
2K
#پارت_هفتادوپنج یک ماه بعد صبح با صدای ساعت از خواب بیدار شدم لعنتی ی چشمم رو باز کردم و ی نگاه به ساعت که داشت غش میکرد کردم اومــای گاااد ساعت هفت و نیمه ساعت ...

#پارت_هفتادوپنج یک ماه بعد صبح با صدای ساعت از خواب بیدار شدم لعنتی ی چشمم رو باز کردم و ی نگاه به ساعت که داشت غش میکرد کردم اومــای گاااد ساعت هفت و نیمه ساعت هشت ونیم کلاس دارم سریع بلند شدم که چشمم خورد به ادرین که تو عالم ...

۴ مرداد 1398
1K
کامنت یادتون نره مرسی 😊

کامنت یادتون نره مرسی 😊

۴ مرداد 1398
825
#پارت_هفتادوچهار ارین بود + جانم داداش - سلام ادرین همه چیز درسته + سلام اره همه هم اومدن فقط مونده بابا - خب ما نیم ساعت دیگه میرسیم + باش فعلا قطع کردم و به ...

#پارت_هفتادوچهار ارین بود + جانم داداش - سلام ادرین همه چیز درسته + سلام اره همه هم اومدن فقط مونده بابا - خب ما نیم ساعت دیگه میرسیم + باش فعلا قطع کردم و به بابا مامان گفتن تا نیم ساعت دیگه اوین میاد همه چی عالی عالی بود رفتم ...

۴ مرداد 1398
2K
#پارت_هفتادوسه ترمه رو هم سوار کردم و رفتم طرف خونه ی بابای ادرین +نمیدونم زندگیه درسا و ادرین چجوریه ؟؟ ترمه - امیدوارم خوب باشه ولی اگه ی زمانی بخوان دعوا کنن واقعا میگم درسا ...

#پارت_هفتادوسه ترمه رو هم سوار کردم و رفتم طرف خونه ی بابای ادرین +نمیدونم زندگیه درسا و ادرین چجوریه ؟؟ ترمه - امیدوارم خوب باشه ولی اگه ی زمانی بخوان دعوا کنن واقعا میگم درسا خیلی بد باهاش دعوا میکنه + این که اره اگه دوستش هم داشته باشه بازم ...

۳۱ تیر 1398
1K
#پارت_هفتادودو صدای در که اومد نفسمو محکم فرستادم بیرون چایم رو که خوردم ی پیام به رویا دادم + رویا کی میای طولی نکشید که جواب داد رویا - الان دارم میام باید برم دنبال ...

#پارت_هفتادودو صدای در که اومد نفسمو محکم فرستادم بیرون چایم رو که خوردم ی پیام به رویا دادم + رویا کی میای طولی نکشید که جواب داد رویا - الان دارم میام باید برم دنبال ترمه ببینم کاری چیزی نداری + نه چیزی نیست همه رو انجام دادیم رویا - ...

۱۳ تیر 1398
1K
#پارت_هفتادو‌یک مانتوم رو در اوردم و گذاشتم روصندلی و رفتم طرف اینه قدی ی نگاه به خودم انداختم با اون کفش های پاشنه ده سانتی زرشکی که تا روی مچ پام رو کامل پشونده بود ...

#پارت_هفتادو‌یک مانتوم رو در اوردم و گذاشتم روصندلی و رفتم طرف اینه قدی ی نگاه به خودم انداختم با اون کفش های پاشنه ده سانتی زرشکی که تا روی مچ پام رو کامل پشونده بود پوست سفیدم به نمایش گذاشته شده بود موهام رو درست کردم و لباسم رو مرتب ...

۱۰ تیر 1398
1K
#پارت_هفتاد زدم زیر خنده که نگاه باباجون برگشت طرف من باباجون - به به عروس گلم سلام علیکم عروس خانم + سلام باباجون مامان جون کجاست ؟؟؟ باباجون - ای خدا این زن بلند شده ...

#پارت_هفتاد زدم زیر خنده که نگاه باباجون برگشت طرف من باباجون - به به عروس گلم سلام علیکم عروس خانم + سلام باباجون مامان جون کجاست ؟؟؟ باباجون - ای خدا این زن بلند شده رفته ارایشگاه بادکنک ها رو هم داده به منم پیر مرد ادرین رفت طرف باباجون ...

۹ تیر 1398
2K
#پارت_شصت‌و‌نه از داخل اینه ی نگاه به خودمون کردم که نگاه ادرین هم کشیده شد اینور و از اینه نگاهم کرد طولی نکشید که اسانسور وایساد و با هم رفتیم بیرون کنار ی پاساژ وایساد ...

#پارت_شصت‌و‌نه از داخل اینه ی نگاه به خودمون کردم که نگاه ادرین هم کشیده شد اینور و از اینه نگاهم کرد طولی نکشید که اسانسور وایساد و با هم رفتیم بیرون کنار ی پاساژ وایساد و رفتیم تا هم کادو بگیریم هم لباس برای فردا برای اوین ی دستبند طلای ...

۲۹ خرداد 1398
1K
#خلاصه‌پارت‌اول_تا_پارت‌شصت‌و‌هشت سلام من اومدو با خلاصه ی رمان برای اونایی که نخوندن یا یادشون رفته خب خب ما سه ها دانشجوی شیطون داریم که رشتشون گرافیکه و اسم اونا : درسا ترمه و رویاست و ...

#خلاصه‌پارت‌اول_تا_پارت‌شصت‌و‌هشت سلام من اومدو با خلاصه ی رمان برای اونایی که نخوندن یا یادشون رفته خب خب ما سه ها دانشجوی شیطون داریم که رشتشون گرافیکه و اسم اونا : درسا ترمه و رویاست و سه تا دانشجوی پسر که پلیس هستن و برای تفریح رشته ی گرافیک رو انتخاب ...

۲۵ خرداد 1398
2K
#پارت_شصت‌و‌هشت همینطور نگاهش میکردم که شروع کرد به فهش دادن درسا - خر الاغ گاو میش کثافت این یعنی چی هااان -...... درسا - خب باشه -.... درسا - فهمیدم باشه خداحافظ بعد اینکه تلفن ...

#پارت_شصت‌و‌هشت همینطور نگاهش میکردم که شروع کرد به فهش دادن درسا - خر الاغ گاو میش کثافت این یعنی چی هااان -...... درسا - خب باشه -.... درسا - فهمیدم باشه خداحافظ بعد اینکه تلفن رو گذاشت برگش دید من پشت سرشم ی هین گفت عقب با عصبانیت رو بهش ...

۲۵ خرداد 1398
1K
سلااااااام من اومد نظری کامنتی کاری با من ندارین پارت های قبل رو بپاکم ؟؟؟

سلااااااام من اومد نظری کامنتی کاری با من ندارین پارت های قبل رو بپاکم ؟؟؟

۲۲ خرداد 1398
1K
#پارت_شصت‌و‌هفت صبح ساعت هشت با صدای در از خواب بیدار شدم با چشمای خوابالود رفتم دم در + اخه خدا چه گناهی به درگاهت کردم که الان باید یه ادم بی شاخ و دمی بیاد ...

#پارت_شصت‌و‌هفت صبح ساعت هشت با صدای در از خواب بیدار شدم با چشمای خوابالود رفتم دم در + اخه خدا چه گناهی به درگاهت کردم که الان باید یه ادم بی شاخ و دمی بیاد دم در از چشمی دیدم مامان خودم و مامان درساس در رو باز کردم + ...

۵ فروردین 1398
2K
#پارت_شصت‌و‌شش -هیچ کنارم نشست و منم بیخیال شدم همینطور که داخل پوشه ها رو میگشتم ی فیلم که به نظر جالب میرسید رو پلی کردم تا نگاه کنیم - لاتاری هم قشنگه + باش بزار ...

#پارت_شصت‌و‌شش -هیچ کنارم نشست و منم بیخیال شدم همینطور که داخل پوشه ها رو میگشتم ی فیلم که به نظر جالب میرسید رو پلی کردم تا نگاه کنیم - لاتاری هم قشنگه + باش بزار بعدا اینو اول ببینیم اون برای امشب اسم فیلم اینه بغل بود بوووووق بوق بوق ...

۲۵ اسفند 1397
6K
#پارت_شصت‌و‌پنج گفتن خانوما اولن اقایون سرم پایین بود و پشتم رو به ادرین کرده بودم تا نبینتم همینکه اسانسور وایساد رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و من هنوز صورتم رو بخاطر رژ لبم نشون ...

#پارت_شصت‌و‌پنج گفتن خانوما اولن اقایون سرم پایین بود و پشتم رو به ادرین کرده بودم تا نبینتم همینکه اسانسور وایساد رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و من هنوز صورتم رو بخاطر رژ لبم نشون ادرین نمیدادم هنوز دو دقیقه نگذشته بود که ادرین با خنده گفت - ای پدر ...

۱۱ اسفند 1397
3K
#پارت_شصت‌و‌چهار منم چال داشتم خیلی باحال بود + کی صبحانه اماده کرده ؟؟ - مامانم + واقعا یعنی اومد اینجا - بله اگه جنابعالی دیشب پیشم نمیخوابیدی الان باید جفتمون پس گردنی میخوردیم + اه ...

#پارت_شصت‌و‌چهار منم چال داشتم خیلی باحال بود + کی صبحانه اماده کرده ؟؟ - مامانم + واقعا یعنی اومد اینجا - بله اگه جنابعالی دیشب پیشم نمیخوابیدی الان باید جفتمون پس گردنی میخوردیم + اه اه اه از کلاسم جا افتادیم امروز برنامه ی امتحانات رو میدن - اره درسا ...

۴ اسفند 1397
1K
#پارت_شصت‌و‌سه - میگم چرا تو ساختمون سگ اوردی ؟؟ + این مال من نیست مال همسایه بغلیه سگ من توی خونم +توی خونته ؟؟؟!! مگه الان اینجا خونت نیست - نه +پس چی ؟؟ - ...

#پارت_شصت‌و‌سه - میگم چرا تو ساختمون سگ اوردی ؟؟ + این مال من نیست مال همسایه بغلیه سگ من توی خونم +توی خونته ؟؟؟!! مگه الان اینجا خونت نیست - نه +پس چی ؟؟ - اینجا رو برای تو گرفتم که با تو باشم مامانم گیر نده + چه مامانی ...

۲۶ بهمن 1397
935