شبگردتنها

saeid........b

اهواز
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!
هـــی خـدا مـو زر آسـمونـت نبیـدم
گـــــاهی اونقـــدر بــد،دلـــت میشـکنــه که حتــــی...
نـــای اعتراض هـــم نــداری
فقــــط
نگــاه میکنــــی ومیــــروی
پراز بغضیم ولی داریم می خندیم شهامت می خوادسردباشی وگرم بخندی
می‌پرسی تنـــهایـــــی ؟
تنــــهایم .. تنــــــــها
مثلِ هواپیـمایی که گیج می‌زند آن بالا .. وصل نمی‌شود تماسش با برجِ مراقبتــ
مثلِ هواپیـمایی که آماده‌ی فرود استـــ روی اقیانوس

می‌‌پرسی تنـــــــهایــــــی ؟
تنهایـــــم .. تنهـــــــــا
مثلِ زنـی که همه‌ی روز پشتِــــــ فرمان استــ و
شهرهای کوچکــ را می‌بیند و فکر‌ می‌کند بـماند آن‌جا
زندگــی کند آن‌جا .. بـمیرد آن‌جا

تـــــــــنهایم .. تــــــــنها
مثلِ کســـی که از خانه بیرون می‌زند بـی‌هوا و سردیِ شهر نفسش را می‌بُرد
مثلِ کسـی که بیدار می‌شود از خوابــــ و می‌بیند خانه خالی‌ستـــ
مثلِ قایقی که به ساحل می‌رسد امّـا خبری از صاحبش نیستـــ
مثلِ یخی که مانده گوشه‌ی قایق و آب شده استــــــ زیرِ آفتابــــــ
مثلِ قایقی که می‌داند عاقبتش سوختن در آتش استــــــــ !
‌صبورمثل درختی که در آتش می سوزد
و توان گریختن ندارد.
حیرت زده چون گوزنی
که شاخ های بلند
در شاخه گرفتارش کرده اند.
همه ی ،این روزها این چنینیم ...
روزگارش اینقدربدشدکه به سایه خودتم شک میکنی
تنهایی بزرگت میکنه اونقدر بزرگ که شاید دیگه هیچوقت ،هیچکس تو زندگیت جا نشه...

دیگر برایم مهم نیست ! بی حس شده ام ... از قضاوت و بی انصافیِ هیچ آدمی ، دلم نمی گیرد ! من به مرحله ی پذیرشِ خودم رسیده ام ، نه از تمجید و ...

دیگر برایم مهم نیست ! بی حس شده ام ... از قضاوت و بی انصافیِ هیچ آدمی ، دلم نمی گیرد ! من به مرحله ی پذیرشِ خودم رسیده ام ، نه از تمجید و ابراز علاقه ی کسی ، ذوق می کنم ، نه با انتقاد و رفتنِ کسی ...

۱۳ آذر 1398
13K
مدرسه که میرفتیم.... هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم... معلممون میگفت:

مدرسه که میرفتیم.... هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم... معلممون میگفت: "مواظب باش خودتو جا نذاری" و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم! بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جاگذاشتیم... توی یه کافه... توی یه خیابون... توی یه خاطره... شبگردتنها.....

۱۳ آذر 1398
7K
برایش نوشتم و نوشتم و نوشتم خواستم که بماند خواستم که بسازد تمامِ خرابه ای که از رابطه مان باقی مانده بود را تمامِ خاطراتِ خوبمان را برایش از نو مرور کردم که ما این ...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتم خواستم که بماند خواستم که بسازد تمامِ خرابه ای که از رابطه مان باقی مانده بود را تمامِ خاطراتِ خوبمان را برایش از نو مرور کردم که ما این بودیم و آن بودیم... که رفتن را اگر انتخاب کنی میشویم نُقلِ محفلِ تمامِ آنهایی ...

۳ تیر 1398
5K
آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد، از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود، از آدم ها فاصله نمیگیرد از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود. دیگر گریه ...

آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد، از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود، از آدم ها فاصله نمیگیرد از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود. دیگر گریه نمیکند غصه نمی خورد از حرف کسی نمی رنجد. دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، ...

۳ تیر 1398
5K
یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک ...

یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک گرفته ی افکارت بکشی ، تا شاید بتوانی با خودت کنار بیایی و آرامش را ...

۱۴ بهمن 1397
3K
میخواهم برگردم... به روزهایِ خوبی... که مادربزرگ زنده بود... که پدربزرگ، نفس می کشید... برگردم به حیاطِ قدیمیِ ساده ای! که همیشه ی خدا... بویِ کاهگِل و شمعدانی می داد... رویِ حاشیه ی حوضِ آبی ...

میخواهم برگردم... به روزهایِ خوبی... که مادربزرگ زنده بود... که پدربزرگ، نفس می کشید... برگردم به حیاطِ قدیمیِ ساده ای! که همیشه ی خدا... بویِ کاهگِل و شمعدانی می داد... رویِ حاشیه ی حوضِ آبی رنگِ میان حیاط بنشینم و آب بازی کنم... خیس شوم، آنقدر که غصه و بی ...

۱۴ بهمن 1397
3K
بعضی ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد بعضی دلخوری ها باید تا ابد گوشه ی قلب آدم بماند اصلا بعضی خاطره ها را باید سنجاق کنی به سینه ات و با خودت همه ...

بعضی ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد بعضی دلخوری ها باید تا ابد گوشه ی قلب آدم بماند اصلا بعضی خاطره ها را باید سنجاق کنی به سینه ات و با خودت همه جا حمل کنی! فراموشی بد نیست ولی… بیشتر وقت ها باعث تکرار اشتباه ها میشود ...

۲۷ آذر 1397
3K
حرف‌های کوچکی در زندگی هست ، که حسرت‌های بزرگی بر دلت می‌گذارند !جملات ساده‌ای در زندگی هست، که آرزوی دوباره شنیدنشان، که حسرتِ یک‌بار دیگر تکرار شدنشان، اشکت را در می‌آورد ! آدما گاهی دلشون ...

حرف‌های کوچکی در زندگی هست ، که حسرت‌های بزرگی بر دلت می‌گذارند !جملات ساده‌ای در زندگی هست، که آرزوی دوباره شنیدنشان، که حسرتِ یک‌بار دیگر تکرار شدنشان، اشکت را در می‌آورد ! آدما گاهی دلشون میگیره، بی دلیل حال و هوای دلشون ابری میشه، بی بهونه و هیچوقتم کسی نیست ...

۲۰ آذر 1397
3K
گاهی باید رفت ... باید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچید ... باید از تمامِ بی مهری و بی انصافیِ دنیا دور شد ... جوری ؛ که هیچکس نفهمد ... کاش جایِ ساکتی ...

گاهی باید رفت ... باید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچید ... باید از تمامِ بی مهری و بی انصافیِ دنیا دور شد ... جوری ؛ که هیچکس نفهمد ... کاش جایِ ساکتی برایِ تبعید شدن بود ... این روزها ، شعور و احساسم درد می کند ، ...

۱۷ مهر 1397
3K
آدم ها تنها که می شوند ، فرصتِ بیشتری دارند که فکر کنند که ببینند چه کسی دوستشان دارد ، چه کسی هوایشان را دارد ، و چه کسی عینِ خیالش نیست ... آدم ها ...

آدم ها تنها که می شوند ، فرصتِ بیشتری دارند که فکر کنند که ببینند چه کسی دوستشان دارد ، چه کسی هوایشان را دارد ، و چه کسی عینِ خیالش نیست ... آدم ها تنها که می شوند ، تویِ لاکِ خودشان فرو میروند ، واقع بین می شوند ...

۱۷ مهر 1397
3K
پسرعموی عزیزشهادتت مبارک😔

پسرعموی عزیزشهادتت مبارک😔

۱ مهر 1397
3K
علی جان رفیق همیشه آرومم شهادتت مبارک باشنیدن شهادتت بدجور سوختم 😔

علی جان رفیق همیشه آرومم شهادتت مبارک باشنیدن شهادتت بدجور سوختم 😔

۱ مهر 1397
3K
۳۱ شهریور 1397
3K
۳۱ شهریور 1397
3K
۳۱ شهریور 1397
3K
۳۱ شهریور 1397
4K
‏اونجایی که نه کسیو دوست داری نه میخوای کسی دوستت داشته باشه کجاست؟ من دقیقا همونجام

‏اونجایی که نه کسیو دوست داری نه میخوای کسی دوستت داشته باشه کجاست؟ من دقیقا همونجام

۲۰ تیر 1397
3K
خدا دیگر نه مرا می بخشد! نه تو را، هر دو فهمیده به یک نفر ظلم کردیم! تو به من و من به خودم تو مرا تنها گذاشتی من خودم را...

خدا دیگر نه مرا می بخشد! نه تو را، هر دو فهمیده به یک نفر ظلم کردیم! تو به من و من به خودم تو مرا تنها گذاشتی من خودم را...

۲۰ تیر 1397
3K