آنشرلـے

ti-ara

♬♪♪€$HGH-MOSIGHI♪♬♪♕DOKHTAR_PAEEZ♕ t.me/ansherlli
پاییز، شاعرانه نیست، زیباترین شعر است.
باران باشیم[زلال و گوارا]
#خیابان_پاییز ←#کوچه_آذر ←#پلاک_22
#کپی_نکنیم_و_به_حق_همدیگه_احترام_بذاریم

سه سال واسم حبس بریدن! اون هم به خاطر کارهای سینمایی؛ اون زمان من نه نویسنده بودم، نه کارگردان، فقط مسئول تجهیزات و برق رسانی سینما بودم. گاهی وقت ها حین پخش بعضی فیلم ها ...

سه سال واسم حبس بریدن! اون هم به خاطر کارهای سینمایی؛ اون زمان من نه نویسنده بودم، نه کارگردان، فقط مسئول تجهیزات و برق رسانی سینما بودم. گاهی وقت ها حین پخش بعضی فیلم ها حس می کردم لازم نیست بیننده اون ها را تا آخر ببینه. واسه همین برق ...

۳ هفته پیش
7K
ایستگاه امام خمینی بودم، تو شلوغ پلوغیه آدما چهره ی معصوم یه دختر که شاید، از دانشگاه برمیگشت توجهم رو جلب کرد.. من از بچگیم اینجور مواقع زبونم بند میومد و قدرت تکلمم رو از ...

ایستگاه امام خمینی بودم، تو شلوغ پلوغیه آدما چهره ی معصوم یه دختر که شاید، از دانشگاه برمیگشت توجهم رو جلب کرد.. من از بچگیم اینجور مواقع زبونم بند میومد و قدرت تکلمم رو از دست میدادم، اما سعی کردم بهش نزدیک باشم. حین اینکه پشتش راه میرفتم متوجه شدم ...

۳ هفته پیش
6K
روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت ...

روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی ...

۵ فروردین 1397
9K
مردان احمقِ رمانتیکی که با وسواس به گلدان های خانه می رسند، حرفه ای آشپزی می کنند و ساعت ها در مورد ترکیب های مختلف قهوه حرف میزند، همانهایی که در چند سال گذشته ظاهرشان ...

مردان احمقِ رمانتیکی که با وسواس به گلدان های خانه می رسند، حرفه ای آشپزی می کنند و ساعت ها در مورد ترکیب های مختلف قهوه حرف میزند، همانهایی که در چند سال گذشته ظاهرشان تغییر نکرده و به مد اهمیت نمی دهند، همان ها که سردند ، مدل موهایشان ...

۵ فروردین 1397
7K
#ولنتاین_مبارک دلم‌ می‌خواست‌ تو را در عصرِ شمع‌ دوست‌ می‌داشتم‌! در عصرِ هیزم‌ و بادبزن‌های‌ اسپانیایی‌ و نامه‌های‌ نوشته‌ شده‌ با پَر و پیراهن‌های‌ تافته‌ی‌ رنگارنگ‌... نه‌ در عصرِ دیسکو، ماشین‌های‌ فراری‌ و شلوارهای‌ جین‌...! ...

#ولنتاین_مبارک دلم‌ می‌خواست‌ تو را در عصرِ شمع‌ دوست‌ می‌داشتم‌! در عصرِ هیزم‌ و بادبزن‌های‌ اسپانیایی‌ و نامه‌های‌ نوشته‌ شده‌ با پَر و پیراهن‌های‌ تافته‌ی‌ رنگارنگ‌... نه‌ در عصرِ دیسکو، ماشین‌های‌ فراری‌ و شلوارهای‌ جین‌...! #نزار_قبانی

۲۵ بهمن 1396
12K
#ولنتاین_مبارک برخلافِ تمامِ دخترانی که وقتی غم به در و دیوارِ دلشان چنگ میزند، برای تسکینش زورشان تنها به موهایشان میرسد... من موهایم را همیشه بلند میگذارم، چرا که، رویاهایم را میان آن‌ها می‌بافم و ...

#ولنتاین_مبارک برخلافِ تمامِ دخترانی که وقتی غم به در و دیوارِ دلشان چنگ میزند، برای تسکینش زورشان تنها به موهایشان میرسد... من موهایم را همیشه بلند میگذارم، چرا که، رویاهایم را میان آن‌ها می‌بافم و غم هایم را میانِ گره‌هایش جای می‌گذارم...! #نیلی_ق

۲۵ بهمن 1396
10K
اگر زمان به عقب برگردد : از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند پفک و چیپس نمی خورم و دوباره عاشق تو می ...

اگر زمان به عقب برگردد : از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند پفک و چیپس نمی خورم و دوباره عاشق تو می شوم در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم زنگ ورزش را جدی می گیرم بی خیال ...

۷ بهمن 1396
11K
محبوبِ من! میدانی؟! زن بودن عجیب میچسبد؛ وقتی تو آنقدر در من ریشه دوانده ای که دوست دارم تمامِ عمر را برایت زنانگی کنم و پا به پایت پیر شوم... میخواهم برایت بنویسم: دوستت دارم؛ ...

محبوبِ من! میدانی؟! زن بودن عجیب میچسبد؛ وقتی تو آنقدر در من ریشه دوانده ای که دوست دارم تمامِ عمر را برایت زنانگی کنم و پا به پایت پیر شوم... میخواهم برایت بنویسم: دوستت دارم؛ به وقتِ خیس شدن هایمان زیر بارانِ تندِ اردیبهشت... به زیبایی شکوفه های بهارنارنجِ باغِ ...

۷ بهمن 1396
10K
زمستان شده و ما روبرویِ شیشه‌هایِ کافه در حسرتِ برف نشسته ایم... با دل هایِ تنگ درون سینه ها، و تاریکی روبرویِ بار از سیگارهایمان کام میگیرد از انگشت هایمان کام میگیرد از نبودن هایت ...

زمستان شده و ما روبرویِ شیشه‌هایِ کافه در حسرتِ برف نشسته ایم... با دل هایِ تنگ درون سینه ها، و تاریکی روبرویِ بار از سیگارهایمان کام میگیرد از انگشت هایمان کام میگیرد از نبودن هایت کام میگیرد در دلم زمستان شده در خیابان زمستان شده در چکمه هایت زمستان شده ...

۱۶ دی 1396
12K
به تو نمی‌گویم از ساختمان چند طبقه ببر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به ...

به تو نمی‌گویم از ساختمان چند طبقه ببر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به خرج بده، تلاش خودت را بکن. یک جا ننشین. آن جوراب شلواری راه راه را ...

۱۶ دی 1396
12K
#تولدت_مبارک_من 💜 یه آهنگی بود که همیشه به یاد اون گوش میداد، صبح زود اولین کاری که بعد از بیدار شدن انجام میداد پلی کردن همون آهنگ‌ بود.. با اون آهنگ هم گریه میکرد و ...

#تولدت_مبارک_من 💜 یه آهنگی بود که همیشه به یاد اون گوش میداد، صبح زود اولین کاری که بعد از بیدار شدن انجام میداد پلی کردن همون آهنگ‌ بود.. با اون آهنگ هم گریه میکرد و هم لبخند میزد.. هروقت ازش می پرسیدم چرا گریه میکنی؟ جواب میداد: -دوسش دارم ! ...

۲۶ آذر 1396
17K
هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده! یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون ...

هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده! یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن ...

۲۶ آذر 1396
20K
به تو نمی‌گویم از ساختمان چند طبقه ببر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به ...

به تو نمی‌گویم از ساختمان چند طبقه ببر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به خرج بده، تلاش خودت را بکن. یک جا ننشین. آن جوراب شلواری راه راه را ...

۲۶ آذر 1396
15K
زن ها هم شاعرند هم پرنده ! شاعر بودنشان را بعد از شنیدن

زن ها هم شاعرند هم پرنده ! شاعر بودنشان را بعد از شنیدن "دوستت دارم" از زبان مردی که دوستش دارند می توانید به وضوح ببینید ! آن ها موهایشان را با قصیده می بافند.. با دستهایشان مثنوی می سازند و با چشمهاشان غزل می سرایند! آن ها پرواز هم ...

۲۶ آذر 1396
16K
خدا کار را شنبه آفرید. یکشنبه ها خدا دستش به کار نمی رفت. بی حوصلگی را اختراع کرد... دلتنـــگی را به دنیا آورد و بعد نشست. فکر کرد که چقدر خوب می شود چیزی را ...

خدا کار را شنبه آفرید. یکشنبه ها خدا دستش به کار نمی رفت. بی حوصلگی را اختراع کرد... دلتنـــگی را به دنیا آورد و بعد نشست. فکر کرد که چقدر خوب می شود چیزی را بیافریند که با خودش هم درد شود. خداوند دوشنبه انسان را آفرید. انسان را آورد ...

۱۰ آذر 1396
15K
عجب آدم های عجیبی شده ایم... فلان فیلم را میبینیم یا فلان کتاب را میخوانیم و عاشق عشق

عجب آدم های عجیبی شده ایم... فلان فیلم را میبینیم یا فلان کتاب را میخوانیم و عاشق عشق "پاک" میان کارکترهایش میشویم. "وای بهترین فیلمی بود که دیدم!" "این کتاب زندگیمو تغییر داد!" "چقدر عشقشون قشنگ بود!" اما یک نفر که عاشقانه عاشقی میکند را که میبینیم آتش درون چشمانش ...

۱۰ آذر 1396
16K

"زندگی" خوبه ها.. مثلِ عطرِ کیکِ توت فرنگی! عطرِ خاکِ بارون خورده! مثلِ چشم های پُر از اشک از خنده ی زیاد! مثلِ طعمِ چای آتیشی با شکلات! طعمِ نون بستنی قیفی کاکائویی! زندگی خوبه ها.. ولی وقتی تو نیستی طعمش گسِ، مثلِ خرمالویِ نرسیده! حالا هر چقدرم که رنگش ...

۲۵ آبان 1396
15K
ادم های زندگی هرکس چند دسته اند! بعضی ها اصل اصلند شبیهِ خودشان ناب و دوست داشتنی... بعضی ها کپی برابر اصلند آنقدر شبیه دیگرانند که نمیفهمی چی توی سرشان میگذرد. بعضی ها پیشنویس اند ...

ادم های زندگی هرکس چند دسته اند! بعضی ها اصل اصلند شبیهِ خودشان ناب و دوست داشتنی... بعضی ها کپی برابر اصلند آنقدر شبیه دیگرانند که نمیفهمی چی توی سرشان میگذرد. بعضی ها پیشنویس اند و هنوز آنقدر تکمیل نشده اند که بشود رویشان حسابی باز کرد. بعضی ها هم ...

۲۵ آبان 1396
15K
چهارده سالم بود که داداشم ازدواج کرد خانومش با بقیه فرق می کرد. همش مجله های سینمایی می خوند و فیلم می دید. فیلمایی که برادرش از تهران گیر می آورد و واسش می فرستاد. ...

چهارده سالم بود که داداشم ازدواج کرد خانومش با بقیه فرق می کرد. همش مجله های سینمایی می خوند و فیلم می دید. فیلمایی که برادرش از تهران گیر می آورد و واسش می فرستاد. با تماشای اون فیلما دنیای منم عوض شد. آرزو عاشق اینگرید برگمن بود. آرشیو همه ...

۱۱ آبان 1396
18K
معمولی بودن! معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد. مثلا؛ شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی ...

معمولی بودن! معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد. مثلا؛ شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن... منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل ...

۱۱ آبان 1396
17K