~ M-Mehrana~

ziziahwaz

تکاندن برف

روی شانه های

"آدم برفی"




M


bakhtiyari ❤tabar

شب نشین رودخانه های مسموم تن نگفته ام با تو ز زورق سوراخی که تمام شهوت خواندنت را با آن رهسپار یک شب نگاهت کردم بی ادارک چشم بسته نامت را بوسیدم کنار گلی سرخ ...

شب نشین رودخانه های مسموم تن نگفته ام با تو ز زورق سوراخی که تمام شهوت خواندنت را با آن رهسپار یک شب نگاهت کردم بی ادارک چشم بسته نامت را بوسیدم کنار گلی سرخ دفن کردم کنار خودم !... رودخانه های مسموم ... شاعر میثم رحمانی ( تیکه سنگ) ...

۲۸ فروردین 1397
4K
وقتی رودخانه به راه می افتد از باران دریا به سکسکه می افتد تا موج سنگین از گلویش بیرون بپرد و سنگهای ساحل سکوتشان به هم ریزد ... سکسکه ی دریا شاعر وحید مداحی Mehrana ...

وقتی رودخانه به راه می افتد از باران دریا به سکسکه می افتد تا موج سنگین از گلویش بیرون بپرد و سنگهای ساحل سکوتشان به هم ریزد ... سکسکه ی دریا شاعر وحید مداحی Mehrana 12/1/97

۲۸ فروردین 1397
4K
فرار نمیکنم ، پرواز میکنم...، و به انتظار فصل

فرار نمیکنم ، پرواز میکنم...، و به انتظار فصل "تو" می مانم .... Mehrana 27/1/97

۲۷ فروردین 1397
4K
از مادری پرسیدند: کدامیک از فرزندان خود را بیشتر دوست داری؟ مادر گفت: بیمار آنها را تا وقتی که خوب شود... غایب آنها را تا وقتی که بازگردد... کوچکترین آنها را تا وقتی که بزرگ ...

از مادری پرسیدند: کدامیک از فرزندان خود را بیشتر دوست داری؟ مادر گفت: بیمار آنها را تا وقتی که خوب شود... غایب آنها را تا وقتی که بازگردد... کوچکترین آنها را تا وقتی که بزرگ شود... و همه آنها را تا وقتی که بمیرم دوست دارم... !... پ ن مادر...... ...

۶ فروردین 1397
4K
نغمه جون تولدت مبارک ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ خیلی مبارک خیللی 😋 😋 😋 😍 😍 😍 😍 😍 😍

نغمه جون تولدت مبارک ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ خیلی مبارک خیللی 😋 😋 😋 😍 😍 😍 😍 😍 😍

۴ فروردین 1397
2K
http://dl.nakaman.ir/Music/Shahyar%20Ghanbari/Ghadeghan/Harf.mp3 photo 2/1/97 پ .ن نوستالژی اگه ماهی اگه دریا اگه اسم ام همه جا هست روی لبها تو کتابها اگه رودم رود گنگ ام مث بودا اگه پاک اگه نوری به صلیب ام اگه ...

http://dl.nakaman.ir/Music/... photo 2/1/97 پ .ن نوستالژی اگه ماهی اگه دریا اگه اسم ام همه جا هست روی لبها تو کتابها اگه رودم رود گنگ ام مث بودا اگه پاک اگه نوری به صلیب ام اگه گنجی زیر خاک واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم اگه پاکم ...

۲ فروردین 1397
4K
گــر نبندی زین سـخن تـو حلـق را آتــشی آیـــد، بـســوزد خـلــق را photo 1/1/97

گــر نبندی زین سـخن تـو حلـق را آتــشی آیـــد، بـســوزد خـلــق را photo 1/1/97

۲ فروردین 1397
3K
چهارشنبه سوری تون مبارک دیگه همین قدر در توانم بود ╮(∩_∩)╭ \(*˘︶˘*)>

چهارشنبه سوری تون مبارک دیگه همین قدر در توانم بود ╮(∩_∩)╭ \(*˘︶˘*)>

۲۳ اسفند 1396
6K

"تو" به بلندی یلدای با "من" یلدایی بمان ..... 30/9/96 #پ_ن سی مین روز پاییزی اخرین روز پاییزی خوب...

۱ دی 1396
8K
با من از پاییز بگو از نارنج ها از خرمالوها از غروب اصلا از نارنجی ها بگو .... میخواهم دست هایم را زیر چانه ام بگذارم و با چشم هایم گوش کنم و تو را ...

با من از پاییز بگو از نارنج ها از خرمالوها از غروب اصلا از نارنجی ها بگو .... میخواهم دست هایم را زیر چانه ام بگذارم و با چشم هایم گوش کنم و تو را پاییزی کنم .... mehrana 24اذر 96

۲۴ آذر 1396
4K
مگر تا آخرین برگ چقد مانده ??!! یا از عشق بازی زمین با پاییز چقد مانده ...!?? تو بگو !? من که بی وقفه لختی پاییز را حس میکنم ... mehrana 24azar 96

مگر تا آخرین برگ چقد مانده ??!! یا از عشق بازی زمین با پاییز چقد مانده ...!?? تو بگو !? من که بی وقفه لختی پاییز را حس میکنم ... mehrana 24azar 96

۲۴ آذر 1396
6K
اصلا برام اهمیتی نداره که چرا ایشون کنار مردهای عرب تو استادیوم بن زاید ابوظبی احساس انقلاب! نداشتن و فقط کنار مردهای ایرانی تو استادیومای ایران منقلب میشن و امنیت ندارن! اصلاً هم برام مهم ...

اصلا برام اهمیتی نداره که چرا ایشون کنار مردهای عرب تو استادیوم بن زاید ابوظبی احساس انقلاب! نداشتن و فقط کنار مردهای ایرانی تو استادیومای ایران منقلب میشن و امنیت ندارن! اصلاً هم برام مهم نیست چرا این حرفا رو زدن و آیا دلیل خاصی داشته!؟ یا صرفاً نظر شخصیشون ...

۲۲ آذر 1396
25K
بعضی‌ها می‌گویند که تمام چشم‌ها یک لهجه دارند... اما من فکر می‌کنم که اینطور نیست, چشمان حسین پناهی، لهجه‌ای مختص خود او داشت. حرف زدنش یک مجموعه بود از کلمات، رقص انگشتان، حرکت چشم‌ها، مکث‌ها ...

بعضی‌ها می‌گویند که تمام چشم‌ها یک لهجه دارند... اما من فکر می‌کنم که اینطور نیست, چشمان حسین پناهی، لهجه‌ای مختص خود او داشت. حرف زدنش یک مجموعه بود از کلمات، رقص انگشتان، حرکت چشم‌ها، مکث‌ها و نگاه‌های پرسش‌گر... #دکتر_نصرالله_حکمت #فیلسوف_دیوانه #تفسیری_از_جنون_فیلسوفانه‌_حسین_پناهی #نشرالهام پ ن پنج اذر ساعت دو و یکم ...

۵ آذر 1396
7K
نمی دانم. تو هم نیز نخواهی دانست... و همان بهتر که ندانیم... آنچه تاکنون وجود داشته است، وجود خواهد داشت، همین هاست و همین ها نیز خواهد ماند. ایستادن و سماجت کردن و فراتر از ...

نمی دانم. تو هم نیز نخواهی دانست... و همان بهتر که ندانیم... آنچه تاکنون وجود داشته است، وجود خواهد داشت، همین هاست و همین ها نیز خواهد ماند. ایستادن و سماجت کردن و فراتر از فرا سرک کشیدن، مطمئناً فرسایشی فراتر را به دنبال خواهد داشت. هنوز از اتاق همینگوی ...

۵ آذر 1396
6K
هدیه دادند پیرزنان: تنها موی سیاه‌شان را پرستارها: لبخند باقی‌مانده رخت‌شورها: دستکش ماماها: شیفت خواب و خدمه‌های اتاق وایتکس و ملافه‌ی چرک: تنها پنجره‌ی باز دخمه‌شان را باز هم هدیه داری زندانی‌ها: تنها راه فرارشان ...

هدیه دادند پیرزنان: تنها موی سیاه‌شان را پرستارها: لبخند باقی‌مانده رخت‌شورها: دستکش ماماها: شیفت خواب و خدمه‌های اتاق وایتکس و ملافه‌ی چرک: تنها پنجره‌ی باز دخمه‌شان را باز هم هدیه داری زندانی‌ها: تنها راه فرارشان را دیوانه‌ها: روز ملاقات را مادران پانزده‌ساله: تنها لالایی را که بلد بودند و مادربزرگ‌های ...

۵ آذر 1396
8K
روزگـار جالبی است !!!!!!!! مرغمان تخم نمی گذارد امـا؛؛؛ گاومان هــر روز مــیزایــد... زنده یاد

روزگـار جالبی است !!!!!!!! مرغمان تخم نمی گذارد امـا؛؛؛ گاومان هــر روز مــیزایــد... زنده یاد "حسین پناهی".

۵ آذر 1396
5K
آشنایی #من_و_نازی می‌اندیشیدم که گناه تکرار تجربه‌هاست و شیطان از دریچه‌ی صدف پوسیده‌ای سرک کشید‌‌ و گفت: خداوند اداره‌ی جهان را به انسان سپرده است! در ساحل بودم از مرغ دریایی ندا رسید: هیچ کلمه‌ای ...

آشنایی #من_و_نازی می‌اندیشیدم که گناه تکرار تجربه‌هاست و شیطان از دریچه‌ی صدف پوسیده‌ای سرک کشید‌‌ و گفت: خداوند اداره‌ی جهان را به انسان سپرده است! در ساحل بودم از مرغ دریایی ندا رسید: هیچ کلمه‌ای سفیدی حضور مرا آینه نمی‌شود! گوش دادم به سقوط بلوط پیر در جنگل انبوه پشت ...

۵ آذر 1396
8K
صدﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺭﺍ؛ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﺎﻕ ﻣﯽ‌زنیم ﺩﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺩﻭ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻡ ﻣﯽ‌ﻟﻐﺰﻧﺪ! ... ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣﺖ مگر: ﺑﯽ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﻣﻦ ﻧﺨﯿﺰ #حسین_پناهی از کتاب افلاطون کنار بخاری.

صدﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺭﺍ؛ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﺎﻕ ﻣﯽ‌زنیم ﺩﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺩﻭ ﮔﻮﻧﻪ‌ﺍﻡ ﻣﯽ‌ﻟﻐﺰﻧﺪ! ... ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣﺖ مگر: ﺑﯽ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﻣﻦ ﻧﺨﯿﺰ #حسین_پناهی از کتاب افلاطون کنار بخاری.

۵ آذر 1396
8K
قرینه است ، این درخت ُ آن درخت ، بر آبی بی انتهای بالاتر ! تنها جای تو خالی ست ، سبزه قبای خواب ُ خیال ِ من ! و دوباره خش خش ِ گربه ...

قرینه است ، این درخت ُ آن درخت ، بر آبی بی انتهای بالاتر ! تنها جای تو خالی ست ، سبزه قبای خواب ُ خیال ِ من ! و دوباره خش خش ِ گربه ی یاد ِ تو که به حیاط ِ دلم برگشته است ! می نشینم و ...

۴ آذر 1396
5K
به نام

به نام "مادر" بخشنده ی مهربان .... M

۴ آذر 1396
5K