golnar........

golnar........

#کپی#آزاد#به#شرط#صلوات
دل من عاشق عشق است ولیکن درشهر
هر چه گشتیم نشانی ز دل و دلبر نیست

#التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً دوستان خواهش میکنم منو از دعای خیرتون بی نصیب نزارید 🌹 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹

#التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً دوستان خواهش میکنم منو از دعای خیرتون بی نصیب نزارید 🌹 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹

میشود برای دل من امن یجیب بخوانید برای براوردن حاجت هم دعا کنیم دوستان التماس دعا برای براوردن حاجات هم بنده حقیر 5بار ایه امن یجیب و5بار سوره توحید ان شاالله حاجات همه براورده به ...

میشود برای دل من امن یجیب بخوانید برای براوردن حاجت هم دعا کنیم دوستان التماس دعا برای براوردن حاجات هم بنده حقیر 5بار ایه امن یجیب و5بار سوره توحید ان شاالله حاجات همه براورده به خیر بشه خداوند به موسی فرمودند: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ...

بابا از اون مردایی بود که غرغر مردونش همیشه به راه بود! غرغرِ کارهای خونهِ مامان که تمومی نداشت غرغرِ کمردرد مامان از اون غرغرایی که با خودش یه بغل مهربونی به دنبال داره! خدا ...

بابا از اون مردایی بود که غرغر مردونش همیشه به راه بود! غرغرِ کارهای خونهِ مامان که تمومی نداشت غرغرِ کمردرد مامان از اون غرغرایی که با خودش یه بغل مهربونی به دنبال داره! خدا نمیاورد اون روزی رو که مامان جلوی اینه قدی وایمیستاد و دستی به خرمن موهای ...

ببخشید اجازه هست؟ بانـویِ شعر هایِ شما باشیم

ببخشید اجازه هست؟ بانـویِ شعر هایِ شما باشیم"آقـــا"...؟ و بهـانه یِ تا نیمه هایِ شب بیداری اتان....؟ اجـازه هست آقـا...؟ کمی تویِ شعرهایتان قدم بزنیــم؟ و گیسـو کمندِ بیت پنجمِ آن غزل باشیم....؟ راستی آقـا اجازه هست مالِ شمـا بشویم...؟ خانومِ خانه اتان؟ برایِ عصـرهایِ دلگیرتان، کسی نمیخواهید چـای بریزد ...

میـدونـی دلبـر درستـش ایـن بـود الان مـن و تـو سـر زندگـی خودمـون بودیـم تو خستـه از سر کـار میومـدی من میـومـدم استقبالـت یـه دستـه گـل از تو یـه بـوس جانانـه از مـن میشستـی رو مبـل ...

میـدونـی دلبـر درستـش ایـن بـود الان مـن و تـو سـر زندگـی خودمـون بودیـم تو خستـه از سر کـار میومـدی من میـومـدم استقبالـت یـه دستـه گـل از تو یـه بـوس جانانـه از مـن میشستـی رو مبـل و مشغـول تماشـای تلویزیـون منـم برات عشـق دم میکـردم و می آوردم و تو نـوش ...

داشتم کاج هامو از کوچیک به بزرگ مرتب میکردم اما گوشم بحرفای مامان گرم بود .. - دِ آخه دختر این پسره هم تحصیلات داره هم کارش آبرومندانَس ، با اصالته ، مردِ زندگیه ، ...

داشتم کاج هامو از کوچیک به بزرگ مرتب میکردم اما گوشم بحرفای مامان گرم بود .. - دِ آخه دختر این پسره هم تحصیلات داره هم کارش آبرومندانَس ، با اصالته ، مردِ زندگیه ، ظاهرشم که خوبه ، تو دیگه چی میخوای از یه آدم که بشه همسرت ؟! ...

_بیارم چایی عمه؟ +نه عمه جون بیا بشیـــن... گفتی عقدتون چندشنبه س؟؟ _چهارشنبه +میخوایش؟ _.... بلند میخنده ...ولی یهو خنده ش گم میشه توغمِ چشایِ سیاهش.... +خوشحالتم غزلَک.... یه روزی تو ۱۶سالگیم...دلم گره خورد به ...

_بیارم چایی عمه؟ +نه عمه جون بیا بشیـــن... گفتی عقدتون چندشنبه س؟؟ _چهارشنبه +میخوایش؟ _.... بلند میخنده ...ولی یهو خنده ش گم میشه توغمِ چشایِ سیاهش.... +خوشحالتم غزلَک.... یه روزی تو ۱۶سالگیم...دلم گره خورد به یه آدمی.... یه سال نشده گره بختش وا شد ولی باز نشد گره این دل.... ...

داشتم حرف می زدم که خوابش برد صبح فرداش مدام عذرخواهی وای نفهمیدم اصلا کی خوابم برد وای ببخشید خسته بودم چشم هایم رفت ادامه می داد و نمی دانست برای یک مرد عاشقانه ترین ...

داشتم حرف می زدم که خوابش برد صبح فرداش مدام عذرخواهی وای نفهمیدم اصلا کی خوابم برد وای ببخشید خسته بودم چشم هایم رفت ادامه می داد و نمی دانست برای یک مرد عاشقانه ترین کاری که یک زن می تواند انجام دهد همین خواب است. همین خواب که یعنی ...

بَحثمون که میشُد ، هیچی نمیگفتم و حرفامو میچپوندم توو دلِ بی صاحابم .. شب که میشد یجوری صبر میکردم که خوابش ببره ، بَعد میرفتم رو اسمش و تایپ میکردم .. هرچی تو دلم ...

بَحثمون که میشُد ، هیچی نمیگفتم و حرفامو میچپوندم توو دلِ بی صاحابم .. شب که میشد یجوری صبر میکردم که خوابش ببره ، بَعد میرفتم رو اسمش و تایپ میکردم .. هرچی تو دلم مونده بود و میکشیدم بیرون و میریختم سَره انگشتام .. از اون طومار بُلندا که ...

من دختر نمیخواهم پسر میخواهم میدانی جان دلم من خودم بهتر از هر کسی جنس خودم را میشناسم فردا روز بشویم دختر دار تو دیگر مرا یادت میرود میشود هووی من من میدانم این جنس ...

من دختر نمیخواهم پسر میخواهم میدانی جان دلم من خودم بهتر از هر کسی جنس خودم را میشناسم فردا روز بشویم دختر دار تو دیگر مرا یادت میرود میشود هووی من من میدانم این جنس چقدر بلد است دل ببرد تو بیخبری جان دلم دخترمان که بیاید موهای خرگوشی بینی ...

فرقی نمی کند چه فردا چه چندسال دیگر از یک جایی به بعد دیر است حتی اگر منتظرت باشم آمدنت سالهاست از سرم رفته... #التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً

فرقی نمی کند چه فردا چه چندسال دیگر از یک جایی به بعد دیر است حتی اگر منتظرت باشم آمدنت سالهاست از سرم رفته... #التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً

‍ 🏴 یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ (بِکُمْ) عَلَیْنَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ الإِْسْلام 🏴 وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ 🏴 ...

‍ 🏴 یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ (بِکُمْ) عَلَیْنَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ الإِْسْلام 🏴 وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ 🏴 فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ 🏴 وَ لَعَنَ اللَّهُ ...

تا شدم حلقه به گوش در می‌خانه‌ی عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم #حافظ #التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً

تا شدم حلقه به گوش در می‌خانه‌ی عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم #حافظ #التماس_دعا #رَبَّنا_هَبْ_لَنا_مِنْ_أَزْواجِنا_وَ_ذُرِّیَّاتِنا_قُرَّةَ_أَعْیُنٍ_وَ_اجْعَلْنا_لِلْمُتَّقینَ_إِماماً

حبیب آقا، نهھ ڪافھ رفتھ است، نھ ڪتاب خوانده است و نھ سیگار برگ برلب گذاشته و ڪلاه ڪج بر سر نھ با فیلم تایتانیڪ گریھ ڪرده است و نھ ولنتاین میداند چیست!! اما صدیقه ...

حبیب آقا، نهھ ڪافھ رفتھ است، نھ ڪتاب خوانده است و نھ سیگار برگ برلب گذاشته و ڪلاه ڪج بر سر نھ با فیلم تایتانیڪ گریھ ڪرده است و نھ ولنتاین میداند چیست!! اما صدیقه خانم که مریض شد، شب ها کار میکرد و صبحها به کارِ خانه می رسید ...

هیچوقت عشقِ زندگیتـونُ... اونی که دلیلِ تک تک ضربانِ قلبتـون و خونِ جاریِ تو رگاتونه رو با کسی مقایسه نکنید.... با هیـچکس... آدم ها همه چیزشون باهم فرق میکـنه.... اسمشون، چهره و علایق و دونه ...

هیچوقت عشقِ زندگیتـونُ... اونی که دلیلِ تک تک ضربانِ قلبتـون و خونِ جاریِ تو رگاتونه رو با کسی مقایسه نکنید.... با هیـچکس... آدم ها همه چیزشون باهم فرق میکـنه.... اسمشون، چهره و علایق و دونه به دونه یِ اخلاقشون.... اونی که کنارته رو سفت بچسبونش به دلت نگهش دار و ...

#بخوان_و_تصور_ڪن #عقد_در_بهشت قلبت در سینه چنان میڪوبد گویے دنبال راهے براے فرار است #چادر سفیدت را بھ روے صورتت میندازے جلو میروے دو صندلے... سفره اے ساده... آینھ و شمعدان... یڪ جلد ڪلام اللھ مجید... ...

#بخوان_و_تصور_ڪن #عقد_در_بهشت قلبت در سینه چنان میڪوبد گویے دنبال راهے براے فرار است #چادر سفیدت را بھ روے صورتت میندازے جلو میروے دو صندلے... سفره اے ساده... آینھ و شمعدان... یڪ جلد ڪلام اللھ مجید... پشت بھ توست... با ڪت و شلوار مردانھ بھ قامتش... ڪنارش مےنشینے... "بِسِمِ أَلْلّهِ أَلْرَّحْمَنِ ...

#الهے_الهے 😍 دختر دار که شدم... اسمشو میذارم

#الهے_الهے 😍 دختر دار که شدم... اسمشو میذارم "فاطمه زهرا"… جوراب شلواری سفید و... دامن کوتاه پلیسه قرمز رنگ واسش میگیرم... تا مامانش تنش کنه... گل سر قرمز خرگوشی واسش میخرم... تا مامانی اون یه ذره موهاشو باهاش ببنده... بعد نیگاش میکنم و هی قربون صدقش میرم... . دختر دار ...

لباسی که سایز شما نیست را با جمله هایی مثل اینکه: جا باز میکند جنسش مرگ ندارد هزار بار هم بشوریَش، آخ نمیگوید به زور قالب تنتان نکنید... درست مثل آدمها که انگار مجبورتان کرده ...

لباسی که سایز شما نیست را با جمله هایی مثل اینکه: جا باز میکند جنسش مرگ ندارد هزار بار هم بشوریَش، آخ نمیگوید به زور قالب تنتان نکنید... درست مثل آدمها که انگار مجبورتان کرده اند همین یکی را که تووی ویترین جلوی چشم است بردارید... آن ته مه ها ...

‎طوبا خانم که فوت کرد همه گفتند چهلم نشده حسین آقا می رود یک زن دیگر می گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می ...

‎طوبا خانم که فوت کرد همه گفتند چهلم نشده حسین آقا می رود یک زن دیگر می گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می رفت سر خاک. ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها ...

سکانسـ اول: -حسین ؟ + اوهوم! -امیر علی ؟ + آرہ! -سبحان ؟ + اممم...آرہ! -هادی چی ؟ هادی؟ + اینم قشنگہ! -چیزہ... ببین اینم علامت زدما ، محمد امین؟ + اینم خوبہ! زن کتاب ...

سکانسـ اول: -حسین ؟ + اوهوم! -امیر علی ؟ + آرہ! -سبحان ؟ + اممم...آرہ! -هادی چی ؟ هادی؟ + اینم قشنگہ! -چیزہ... ببین اینم علامت زدما ، محمد امین؟ + اینم خوبہ! زن کتاب را می اندازد. -ای بابا!... من کہ نمیگم در مورد قشنگیشون نظر بدی! بگو کدوم ...