#حنا_لاو
#قلب
#زندگی
#خنده
#درد
#صبر
آخرین حیرت ؛زمانیست که دیگر پی میبریچیزی تو را به حیرت وا...
هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت؛برای همین خدا آه، اش...
گفت: خانه ها در غیاب ساکنانشان خواهند مُردو سپس به قلبش اشار...
تو مهم بود بمانی . . که نماندی ، رفتی جان که باید برود . . س...
بیگمان لحظه خلق تو خدا عاشق بود؛صرف شد پای تو انگار تمامِ ه...
تعریف دقیق رهایی فقط اونجا که جمال ثریا میگه:دیدم که از دست...
گُلِ من، گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود، امّا ماندنی بو...
سمتی برای دویدن نمانده ، ایستاده ام به تماشای طوفانی که به ...
طفلک آدمیزاد تمامِ زندگیاش شده ؛ تحمل کردنها ، صبر کردنها...
با خود میجنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود میگریست ...
قایقِ "قسمت" اگر دور کند از تو مرا ،رود را سمت تو برعکس شنا ...
گفتی که شاهکارِ شما در زمانه چیست؟بالله که زنده بودنِ ما شاه...
اولینبار که دیدمت،از نگاهت نور چکّه میکرد؛و ماه در قهوهیِ...
شازده کوچولو پرسید:غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه...
درد آنقدر گسترده بود که اشکها نمیدانستند بر کدام نام . . ...
خراب شد تصویرش ..حتی اگر خدا باران اسیدی فرستدبرای تطهیرش ؛ ...
‹ آشوب جهان و جنگ دنیا به کناربحران ندیدن تو را من چه کنم؟🌚 ...
سلام بر آنهایی کهوقتی تو را خاموش یافتندرهایَت نکردند؛مگر ب...
او هرگز زیبا نبود؛او شبیه هنر بود و هنرقرار نبود زیبا به نظر...
ای لحظاتِ خوشکه هنوز از راه نرسیدهاید،آیا نمیشود راهِ کوتا...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین