۴

مطلب

۱۳

دنبال‌کننده

۱۱

دنبال‌شده

hich

پای یک کامپیوتر گیجم، سر ِ من درد می کند به جنون ,کارگرهای شهرداری را می بَرَد سمت روستا کامیون, خسته از مغز ِ خالی و پُرها، مشت می کوبمت به آجرها ,پیک خالی! بگو به دکترها: زخم ما رشد می کند به درون دست بردن به متن قرآن ها، خبر خودکشی میدان ها پخش ساندیس در خیابان ها، بازی ِ موز بود با میمون ها حذف مو و تن ِ زن ِ «تختی»، کشف یک جور ِ راحت از سختی, بحث در معضلات خوشبختی، سریال جدید تلویزیون, هرچه از «هیچ» رنج می بردم، بغض خود را به زور می خوردم ,داشتم ذرّه ذرّه می مردم پشت این عکس های گوناگون

تاریخ عضویت: ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
مطالب
کالکشن ها
هیچ داده‌ای یافت نشد