{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا

یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا
جوتچو گؤروبسه ن اؤکوزه اؤکوز قویوب بیزوو قوشا ؟
سن اللینی کئچیب یاشین ، من بیر اوتوز یاشیندا قیز
سؤیله گؤروم اوتوز یاشین نه نیسبتی اللی یاشا ؟
سن یئره قویدون باشیوی من باشیما نه داش سالیم ؟
بلکه من آرتیق یاشادیم نئیله مه لی ؟ دئدیم یاشا
بیرده بلالی باش نچون یانینا سوپورگه باغلاسین؟
بؤرکو باشا قویان گرک بؤرکونه ده بیر یاراشا
بیرده کبین کسیلمه میش سن منه بیر سؤز دئمه دین
یوخسا جهازیمدا گرک گلئیدی بیر حوققا ماشا
...
دئدیم : قضا گلیب تاپیب ، بیر ایشیدی اولوب کئچیب
قوربانام اول آلا گؤزه ، حئیرانان اول قلم قاشا
منکی اؤزومده بیر گوناه گؤرمه ییرم ، چاره ندیر ؟
پیس بشرین قایداسی دیر ، یاخشی نی گؤرسه دولاشا
دوستا مروت ائتمه لی دوشمه نیله کئچینمه لی
قایدا بودیر ، حئیف دئگیل بشر یولون آشیب چاشا ؟
من ده سنین دای اوغلونام سن ده منیم بی بیم قیزی
گؤنول باخیرسا گونه شه ، گؤزده گرک بیر قاماشا
ایندی بیزیم مارال کیمی ، اوچ بالامیز واردی ، گرک
آتا – آنا ساواشسادا ، بونلارا خاطیر باریشا
هر کیشی یه عیالی دا ، اؤز جانی تک هؤروکلنیب
هدیه ده اولماز ائله سین عیالی قارداش قارداشا
بو دونیا بیر یول کیمی دیر ، بیز آخرت مسافیری
کجاوه ده هاماش گرک اؤز هاماشینان یاناشا
آخیرتی اولانلارین ، دونیاسی غم سیز اولمویوب
سئل دی گله ر آخار کئچر ، آمما گرک آشیب – داشا
مثل دی : « یئر کی برک اولور ، اؤکوز اؤکوزدن اینجییور »
هی دارتیلیر ایپین قیرا ، یولداشیلا بیر ساواشا
بیزیم ده روزیگاریمیز یامان دی ، بیزده عیب یوخ
بلکه وظیفه دیر بشر قونشولاریلان قونوشا
حق حیات یوخ داها بیزلره ، چوخ بؤیوک باشی
زندانیمیزدا حققیمیز ، بیر باجا تاپساق ، تاماشا
...
آمما اونون شماتتی آللاها خوش گلمیوبن
گئتدی منیم حیاتیمی ووردی داشا چیخدی باشا

یکی
از شاهکارهای ادبی سید محمد حسین شهریار، شعر زیبایی است که او درباره
جدال لفظی خود و همسر مرحومه اش سروده و در فایل صوتی که برایتان می آورم،
شهریار پیش از خواندن این شعر، آن را جزء شاهکارهای بی همتای ادبی ذکر می
کند که اگرچه به زبان ترکی سروده شده، ولی در هیچ زبانی نظیر ندارد.
شهریار، این شعر را پس از درگذشت همسرش که دختر عمه اش هم بوده، سروده و
به زبان و بیان مطایبه آمیز و شیرینی، یک دعوای خانوادگی را به تصویر
کشیده است. البته در این فایل صوتی، شهریار پس از خواندن این شعر طنزآمیز،
شعر اندوهباری نیز درباره دلتنگی های خویش نسبت به همسر فقیدش می خواند که
ترجمه آن را نمی آورم. می توانید آن را در صفحه 149 دیوان اشعار ترکی
شهریار بخوانید.
گویا
ماجرا از جایی شروع می شود که همسر شهریار از اختلاف شدید سنی و فکری و
فرهنگی اش با استاد رنجیده خاطر شده و تقاضای طلاق می کند. او حتی اعتیاد
شدید شهریار به مواد مخدر را نیز یادآوری می کند و از این گلایه مند است
که چرا شهریار پیش از ازدواج، این مسأله را پنهان کرده است؟! شهریار نیز
با رندی خاص خود، پاسخ های قانع کننده ای به همسرش می دهد، به گونه ای که
پیداست شهریار، بر رگ خواب همسرش به خوبی مسلط بوده است! البته اگرچه
ترجمه این شعر به فارسی، به یقین از شیرینی آن می کاهد و خود شهریار هم در
ابتدای این فایل صوتی می گوید که ترجمه این شعر، کار مشکلی است، ولی چاره
ای جز ترجمه نیست. حتی شهریار نتوانسته منظومه بی نظیر «حیدر بابایه سلام»
را آنگونه که دوست داشته به فارسی برگرداند. این در حالی است که توانایی
شهریار در سرودن اشعار فارسی نیز کم نظیر بوده است. شهریار در این شعر
همانند دیگر اشعار ترکی اش، از تعابیر، اصطلاحات و مثل های محلی بهره
زیادی گرفته است. مثلاً همانگونه که در ابتدای نوار می گوید، به جای تعبیر
«سیاه کردن روزگار» از «پیچیده شدن خورشید در پارچه ای تیره» بهره گرفته
که به گونه ای ظریف، بیانگر تیره و تار شدن روزگار و در عین حال، داغ شدن
و غیر قابل تحمل شدن آن نیز هست.

ترجمه ی (بلالی باش):
1- یار (همسرم) روزگارم را سیاه کرده و می گوید:« بلند شو و طلاقم بده! هیچ دیده ای که از آمیزش دو گاو نر، گوساله ای زاده شود؟!
2- سن تو از پنجاه سال گذشته و من دختری سی ساله ام! بگو ببینم که پنجاه سال و سی سال چه تناسبی با هم دارند؟
3-
تو اگر سرت را روی خاک بگذاری و بمیری، من چه خاکی بر سرم بریزم؟! شاید من
عمر بیشتری کردم! آن وقت چه کنم؟! من (شهریار) هم به او گفتم که حق با
توست!
4-
(همسرم ادامه داد:) چنین سر پر بلایی چرا دیگر باید جارو هم به دمش ببندد
( و بدبختی هایش را افزونتر کند)؟ کسی که کلاهی بر سرش می گذارد، باید به
آن کلاه بیارزد!
5- تو قبل از بله برون ( درباره اعتیادت) چیزی به من نگفته بودی! و گرنه در میان ج
دیدگاه ها (۲)

شعری از علی آقا واحد با ترجمه فارسیدئدی دئدیم ( گفتم ،گفت)دئ...

پسر باید ته ریش داشته باشهموهاشم کوتاه باشهپیرهن مردوونه بپو...

یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا جوتچو گؤروبسه ن ...

(واقعا زیباست بخون .ترجمه هم داره ) بو گئجه باده ایله دفع ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

مژگان عباسلو؛ شاعرِ پزشکمژگان عباسلو شاعر، نویسنده و پزشک ای...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا وجود خدا را قبول د...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

ترجمه بخشی از کنفرانس مطبوعاتی آلبوم «THIS & THAT»، قسمت سوم...

سهراب سپهری شاعر و نقاش

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط