{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست..

‍ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست..
برلبش جام شرابی وسبویی در دست..
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری!؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به اتش کرده؟
گفتاکه برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم..
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری..
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...
دیدگاه ها (۱)

جایی که ...❤ ️"مادر" ❤ ️در آن نفس بکشدهیچ گلدانی نمی خشکدوصی...

.نسیم صــبح مــن آرام برخـیز ...بیا با عــطر گل‌ها درهــم آو...

عاشقت باشم وپنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه یعشق درونی من...

میوه پوست کندم اماده کردمبفرمایید☺ ️

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

‌ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی د...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مستبرلبش جام شرابی وسبویی در دست...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

رها:دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط