دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
<کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد
<آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست
از آتش سودای تو و خار جفایت
<آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست
بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست
<اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست
در حشر چو بینند بدانند که وحشیست
<آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست
<کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد
<آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست
از آتش سودای تو و خار جفایت
<آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست
بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست
<اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست
در حشر چو بینند بدانند که وحشیست
<آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست
- ۴.۶k
- ۱۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط