{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسی داشتم و ناله و شیون کردم

نفسی داشتم و ناله و شیون کردم

بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم

گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من

لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم

لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست

اشک چون لاله سیراب به دامن کردم

در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ

که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم

شبنم از گونه گلبرگ نگون بود که من

گله زلف تو با سنبل و سوسن کردم

دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ

شمع عشقی که به امید تو روشن کردم

تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی

تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم

آشیانم به سر کنگره افلاک است

گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم

شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام

سال هابر در این میکده مسکن کردم
دیدگاه ها (۱)

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

شبتان ................................

امیدی بر جماعت نیست، میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم ب...

مردم اینجا چقدر مهربانند ; دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختن...

$$ نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من ک...

یا امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

علی آن شیر خدا شاه عرب***   الفتی داشته با این دل شبشب ز اسر...

علی آن شیر خدا شاه عرب***   الفتی داشته با این دل شبشب ز اسر...

همه با هم #یاعلی یک #شعر در وصف #امیرالمومنین بنویسید و سه ن...

معصومعلی مسکینی

مثنوی 266 بیتی جناب حاج علی انسانی بخوانیمشاید روز شهادت، ر...

عرش و فرش و ملک و آدمی و کوه و در و دشت و یم و قطره مهر و مه...

💗🌺💗🌺💗میلاد پیامبر رحمت و مهربانی مبارک باد💗🌺💗🌺💗

کیومرث عباسی قصری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط