شبیه زوزه ی گرگی که ترس چوپان هاست

شبیه زوزه ی گرگی که ترس چوپان هاست
بهار نه ! که خزان پشت این زمستان هاست

بیا به زندگیت (هر چه هست ) عادت کن
امید روز رهایی ... خیال نادان هاست

بیا کمی بنشین چای تازه می ریزم
بنوش ، طعم رهایی ، درون فنجان هاست

گناه کن ( به گمانم خدا حواسش نیست )
گناه .... جز جدا ناپذیر انسان هاست

بیا قدم بزنیم از شمال .... تا ته شهر
ببین چه فاجعه هایی در این خیابان هاست

و عشق گمشده شهر ماست ... باور کن
اگر چه کشورمان .... کشور مسلمان هاست ..
دیدگاه ها (۱۹)

شبیه زوزه گرگی،که ترس چوپانهاستبهار نه! که خزان پشت این زمست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط