شبیه زوزه گرگی،که ترس چوپانهاست

شبیه زوزه گرگی،که ترس چوپانهاست
بهار نه! که خزان پشت این زمستانهاست

بیا به زندگی ات هر چه هست عادت کن
امید روز رهایی،... خیال نادانهاست

بیا کمی بنشین،چای تازه میریزم!
بنوش،طعم رهایی، درون فنجانهاست

گناه کن، به گمانم خدا حواسش نیست
گناه،... جزء جدا ناپذیر انسانهاست

بیا قدم بزنیم،از شمال...تا ته شهر
ببین چه فاجعه هایی در این خیابانهاست

و عشق، گمشده ی شهر ماست...باور کن
اگر چه کشورمان،کشور مسلمانهاست
'' محسن نظری ''
دیدگاه ها (۷)

شبیه زوزه ی گرگی که ترس چوپان هاستبهار نه ! که خزان پشت این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط