{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!
دیدگاه ها (۱)

مرا حبس کن در آغوشت من, برای حصار بازوان تو مجرم ترین ...

گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬ گوشه ای مینشینم و حسرت ها را ...

آدمــــــا گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن یه ...

بســـ کنــــ سآعتــــ….. دیگــــــر خستـهـ شده امـــ…. آره...

.شادی داشتنتشادی بغل کردنسازی ست کهدرست نمی‌شناسمشدرست می‌نو...

مادرم نیست

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

وقتی لب تو خنده زد

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط