{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام راتحویل دهند.

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام راتحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده....

احساس سوختن به تماشا نمی شود

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . .
دیدگاه ها (۱۳)

شهید چمران حماسه ساز لبنان....حماسه ساز کردستان... حماسه ساز...

یه شعر بی حدو حصر زیبا خارق العاده بی نظیرخسته ام مثل جوانی ...

**جان من بخونید**نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگانسوگند به ...

سلام دوستان ببخشید یه مشکلی واسم پیش اومده تا چهار شنبه ویس ...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

کرم ضد سیمان دارین؟! وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند. فردی ...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط