{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کرم ضد سیمان :

کرم ضد سیمان :

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه‌ام را تحویل دهند.

فردی وارد شد و با لهجه‌ی ساده و روستایی پرسید: «کرم ضد سیمان دارین؟»

فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخرآمیز پرسید: «کرم ضد سیمان؟
بله که داریم !
کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم !
حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟
اما گفته باشم خارجیش گرونه‌ها.»

مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت: «از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی‌تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده.»
دیدگاه ها (۱۱)

روزی قرار بر اعدام قاتلی شد .وقتی قاتل ب پای دار رفت و طناب ...

معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس می‌داد. یک روز که پسر پیش...

بسم الله الرحمن الرحیمان الحسین المصباح الهدی و سفینة نجات ...

بسم الله الرحمن الرحیمحکایتی در مورد حجاب دختران :در روزگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط