در آرزوی دیدن رویت همی شود

اي لعل دلپذير تو سرمايه حيات
اي روي بي نظير تو خورشيد کائنات

رفتي ز پيش ديده و مردم ز هجر تو
آري فراق روح بود موجب ممات

چندان گرفت آتش عشقت دلم که شد
با دل بلاي عشق تو بس خوشتر از نجات

از عشق تست درد خوش آينده چون دوا
وز دست تست زهر گوارنده چون نبات

در آرزوي ديدن رويت همي شود
هر دم ز چشمه هاي دو چشمم روان فرات

چشم مودت از تو ندارم از آنکه تو
چون دهر بيوفائي و چون عمر بي ثبات

بوي وفا رسد بمشام وصال من
گر بگذري بتربت من از پس وفات

تا چند از فراق تو سوزد دل حسين
اي سرو ماه پيکر و حور ملک صفات
حسین پسر منصور حلاج
دیدگاه ها (۱)

مهر تو در دل من مانند جان نشستههمچون منت به هر سو صد ناتوان ...

من دختر سه ساله فخر زمانه امنور دو چشم فاطمه را نازدانه امرو...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

‍ #شعر#انتظارجانا ز #فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم #عشق...

آخر نگشت دیدن روی تو قسمتملابد نبود دیدن رویت لیاقتملایق نبو...

ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لبمن تلخ کام مانده در حسرت چنی...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط