از بَر شده ام عشق ، تو را بی کم و بی کاست

از بَر شده ام عشق ، تو را بی کم و بی کاست
پایان تو اینبار ز آغاز تو پیداست
دست تو برای دل من رو شده دیگر
این آتش افروخته از گور تو برپاست!
شادی ست اگر با تو به قدر سر سوزن
غم هست اگر با تو به اندازۀ دنیاست
****
سخت است دری سمت خدا باز نباشد
وقتی که رگِ خوابِ هوس دست زلیخاست
ای قوم به حج رفته بدنبال چه هستید؟
هر جا زخدا یاد شود کعبه همانجاست
****
گل در بر و می بر کف و با این همه اوصاف
باب دل من نیست بساطی که مهیاست
از طالع نحسِ دلمان است که هر چیز
ما خواسته بودیم اگر ، عشق نمی خواست
آغوش تو را باز کن ای مرگ ، که چون رود
ما را عطش بوسه زدن بر لب دریاست
در پاسخ من عشق تبسم زد و فرمود :
کوتاهی من نیست ، تقاضای تو بالاست
تقصیر تو را گردن تقدیر نیانداز
خوب و بد هر واقعه ، از ماست که برماست!


اشکان صمصام
دیدگاه ها (۲۴)

از بَر شده ام عشق ، تو را بی کم و بی کاست پایان تو اینبار ز ...

NH از بَر شده ام عشق ، تو را بی کم و بی کاست پایان تو اینبار...

تا موی تو و دست من و شانه مهیاستدر دست من انگار که سرمایه دن...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواست نارنج به تنگ آمده در دست زلیخاست …

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

جاده و اسب مهیاست،بیا تا برویمکربلا منتظر ماست بیا تا برویما...

رحل لب‌های تو امروز اگر باز شودآیه‌ی بوسه تلاوت کنم از سوره‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط