تا موی تو و دست من و شانه مهیاست

تا موی تو و دست من و شانه مهیاست
در دست من انگار که سرمایه دنیاست
این همچو شب تیره، سیه فام، برایم
روشنگر جان دل و سرمنشا فرداست
قربان سیاهی سر زلف تو جانم
در زیر شب گیسوی تو، ماه هویداست
دل می بری از من؟ ببر! این مفتِ گران را
دل هدیه ی ناقابل این عاشق شیداست
در چاله ی آن چانه چه داری که برایش
یوسف شده قلب من و دربند زلیخاست
دلداده ی تو هیچ ندارد به جز از عشق
ای بی سر و پا شاهری در عشق تو رواست
امشب که مرا بند سر زلف تو دام است
در جان و دل از عشق تو صد غلغله برپاست
"تاخیر نکن حکم بده حاکم احساس
تا موی تو و دست من و شانه مهیاست
دیدگاه ها (۱)

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

▦🦋▦🦋▦♥▦🦋▦🦋▦🦋▦باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 #مخاطب این پست دوتا خواهر واقعیمن🤍#ستایش...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط