چند پارتی جیمین پارت دوم
(قبلش بهتون یه توضیح کوچولو بدم خب دوستان میت همکار جیمین که وقتی میفهمه جیمین مجرده و وضعیت مالیشم میخواد نزدیک جیمین سه و خلاصه مخشو بزنه و دوس دخترش شه و تو رفته باشه و این وسط به کارایی میکنه تا هانا رو از جیمین دور کنه )
چند روز بعد | ورود میا
میا از همکارهای جیمین بود؛ دختری زیبا، اجتماعی و بهشدت مطمئن به خودش.
از وقتی فهمیده بود جیمین مجرد و از خانوادهای مرفهه، تصمیم گرفته بود بهش نزدیک بشه.
اولش همهچیز عادی بود. چند بار با هم بیرون رفتن، با هم عکس گرفتن و میا هم کمکم بیشتر بهش پیام میداد.
اما چیزی که میا نمیدونست این بود که جیمین هرچقدر هم به ظاهر سرد و بیتفاوت بود، یه نفر وجود داشت که تمام حواسش بهش بود.
هانا.
همون دختری که هر روز با یه لیوان چای کنارش مینشست، وقتی خسته بود براش خوراکی میآورد و وقتی ناراحت بود، بیسروصدا کنارش میموند.
جیمین شاید خودش هنوز به زبون نیاورده بود، اما مدتها بود که هانا براش با بقیه فرق داشت.
میا این تفاوت رو دیده بود.
و اصلاً ازش خوشش نمیاومد.
چند روز بعد | ورود میا
میا از همکارهای جیمین بود؛ دختری زیبا، اجتماعی و بهشدت مطمئن به خودش.
از وقتی فهمیده بود جیمین مجرد و از خانوادهای مرفهه، تصمیم گرفته بود بهش نزدیک بشه.
اولش همهچیز عادی بود. چند بار با هم بیرون رفتن، با هم عکس گرفتن و میا هم کمکم بیشتر بهش پیام میداد.
اما چیزی که میا نمیدونست این بود که جیمین هرچقدر هم به ظاهر سرد و بیتفاوت بود، یه نفر وجود داشت که تمام حواسش بهش بود.
هانا.
همون دختری که هر روز با یه لیوان چای کنارش مینشست، وقتی خسته بود براش خوراکی میآورد و وقتی ناراحت بود، بیسروصدا کنارش میموند.
جیمین شاید خودش هنوز به زبون نیاورده بود، اما مدتها بود که هانا براش با بقیه فرق داشت.
میا این تفاوت رو دیده بود.
و اصلاً ازش خوشش نمیاومد.
- ۲.۷k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط