{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛
او نشان کرده ی اینجاست ، حواست باشد…!

یار من مویِ سرش ، قیمت صد فرهاد است؛
قصه اش قصه ی فرداست ، حواست باشد…!

گرچه بدجور دلم تنگه نگاهش گشته
همچنان شاه غزل هاست ، حواست باشد…!

او نگاهم نکند ، یا نخرد حرف مرا...
هرچه هست بینِ خود ماست ،حواست باشد!

همه ی دلخوشی و زندگی ام، بودن اوست؛
برود، آخردنیاست! حواست باشد…!

نگذاری احدی تیشه برویش بزند !
شیشه ی عمر من آنجاست، حواست باشد.
دیدگاه ها (۱)

ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم...

می‌نوشتم عشق ، دستم بوی شبنم می‌گرفتآهِ حوای درون ، دامان آد...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دارآیینه شدم ، محوشدی، تکه و...

می خواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهابه دل های بزرگبه محل...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛ او نشان کرده ی اینجاست ، ...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

تقدیم ب بهترینمای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرد...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط