به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 51 قدم مانده تا محرم

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 51 قدم مانده تا محرم ...


من الغریب الی الحبیب



ای حبیب سلام خدا بر تو٬ ای حبیب تو را دوست دارم چرا که دوست داشتنی هستی٬ تو را دوست دارم چراکه دوست امامم هستی٬ ای حبیب هر گاه که یاد نامه امام و آن شروع دردناکش می افتم غمی در درونم فوران می کند ناگهان تمامی موهای بدنم از این ابهت٬ از این عشق بازی٬ از مقام زیبای تو و از این غم عمیق بر بدنم راست می گردد و شوری در دلم ایجاد می شود که یعنی می شود من هم ...



آه ای حبیب مظاهر تو را حاجتی دارم که اگر در ادای آن یاریم کنی تا ابد سپاسگزارت خواهم بود!



ای حبیب هر گاه به تو و مقام تو فکر می کنم و هر گاه به تاریخ می نگرم خود را برای دست یافتن به مقام تو نسبت به امام زمان خود حریص می بینم.



ای حبیب وجود تو در تاریخ امیدی است پایان ناپذیر برای تمام عاشقان و سالکان مسیر عشق.



ای حبیب اگر تو توانستی با تلاش و اخلاصت به درجه حبیب و دوست امام بودن برسی من نیز هم ... وای که چه زیباست٬ وای که چه شور انگیز است ...



ای حبیب مظاهر عزمی جدی کرده ام به برکت این سفر عشق در راهی که تو قدم نهاده ای من نیز هم ...



ای حبیب از تو یاری می خواهم در این مسیر دشوار که دشمن اصلی آدمی نفس اوست مرا یاری کنی.



ای حبیب مظاهر در اثر ضعف ایمان و نقص در اخلاص به طور دردناکی وجودم را سستی و تنبلی٬ هوا و هوس٬ گناه٬ دلبستگی به دنیا و زیبایی های درونش٬ درگیری های عاطفی٬ حرص و طمع برای بدست آوردن مراتب گوناگون دنیایی٬ عجب و غرور٬ دورویی٬ ریا و ظاهرسازی و این دست از رذایل گوناگون اخلاقی فرا گرفته است.



ای حبیب من٬ با این وجود کار سختی دارم٬ شاید الان باید نا امید باشم٬ اما نه٬ چرا که ویژگی این مکتب زیبای اسلام تشیع امیدوار بودن آن است.



ای حبیب مظاهر به خوبی می دانم امام من نیز آنقدر مهربان است که به فرد گرفتار و گنهکاری چون من نیز روی خوش نشان خواهد داد و در صورت رهایی از این وابستگی ها مرا در آغوش خواهد گرفت و حبیب صدا خواهد زد.



ای حبیب مظاهر٬ ای عاشق امام٬ ای فدایی امام٬ در این سفر عشق تو را به حضرت عشق قسم می دهم که در بارگاه الهی بواسطه آبرویی که از همراهی امام بدست آورده ای نزد خدای مهربان شفیع شوی و با اصرار فراوان بخواهی که نظری به این حقیر و اهداف بلندش بیندازد و قدرت اراده و بصیرتی به من عطا کند که به کمک آن بتوانم از بند این همه غل و زنجیرهای وابستگی رها شوم و در آن هنگام منتظر باشم تا امام من نیز نامه ای برایم فرستاده و مرا در آن اینگونه خطاب کند: من العزیز الی الحبیب



ای حبیب در این مسیر مرا یاری کن و همراهم باش ...
دیدگاه ها (۷)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

شلام عژیژم ✋ازاین عشقا دارین تو زندگیت 👌😀😀دلبری دارم، مرا جو...

The Lunatic Who Wrote the Book : دیوانه ای که دیوان ساخت

امام صادق ع: مجالسی که شیعیان برپا می‌کنند و در آن نام و ذکر...

نیایش صبحگاهی 🧡🧡پروردگارا🍁عشق مرا بیشتر و بیشتر کن!🍂تا قلبم ...

🌿 السَّلامُ عَلَیْکِ یا تالِیَ الْمَعْصُومِ...سلام بر تو، ای...

شخصیت‌های داستان اتفاق ممنوعه ✦🖤 BTSRM | کیم نامجونرهبر گروه...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

الحوثی: شهادت امام خامنه‌ای، بخشی از فداکاری‌های ملت ایران د...

بسم الله الرحمن الرحیم راهنمای واقعی :راهنمای واقعی آن نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط