فلسفه خوشبختی
-
فلسفه خوشبختی
... در یک کلام احساس خوشبختی یا بدبختی همان احساس رضایت یا شکایت از خویشتن است در نفس و آگاهی انسان . به بیان دیگر این احساس حاصل رضایت یا شکایت وجدان انسان از عملکرد و افکار و راه و روش اوست. کسی که وجدانش از او راضی باشد در هر شرایط کمابیش احساس خوشبختی دارد که عبارت است از آرامش، اتکا به نفس، قناعت، صبر، عزت نفس و ... .
و اما وجدان چیست؟
گوئی وجدان کانونی از روح و دل و روان انسان است که هرگز قابل فریب نیست و به هیچ فلسفه و رفتاری نمی توان به دروغ وی را راضی نمود. گوئی وجدان همان منظر پروردگار بعنوان قاضی ذات است.
گوئی وجدان نوعی هوشیاری و بصیرت و آگاهی روح است و نه آگاهی ارادی اندیشه. برخی معتقدند که وجدان همان دل انسان است . به هر حال دعوا بر سر جایگاه وجودی وجدان تفاوتی پدید نمی آورد و مهم اینست که چنین کانونی در وجود انسان حضور دارد و در واقع همان الوهیت وجود انسان می باشد. وجدان همان شاهد وجود است. ...
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد چهارم ص 185
تألیف استاد علی اکبر خانجانی
-
مقاله و صوتی در تلگرام : https://t.me/khodshenasi4/5533
فلسفه خوشبختی
... در یک کلام احساس خوشبختی یا بدبختی همان احساس رضایت یا شکایت از خویشتن است در نفس و آگاهی انسان . به بیان دیگر این احساس حاصل رضایت یا شکایت وجدان انسان از عملکرد و افکار و راه و روش اوست. کسی که وجدانش از او راضی باشد در هر شرایط کمابیش احساس خوشبختی دارد که عبارت است از آرامش، اتکا به نفس، قناعت، صبر، عزت نفس و ... .
و اما وجدان چیست؟
گوئی وجدان کانونی از روح و دل و روان انسان است که هرگز قابل فریب نیست و به هیچ فلسفه و رفتاری نمی توان به دروغ وی را راضی نمود. گوئی وجدان همان منظر پروردگار بعنوان قاضی ذات است.
گوئی وجدان نوعی هوشیاری و بصیرت و آگاهی روح است و نه آگاهی ارادی اندیشه. برخی معتقدند که وجدان همان دل انسان است . به هر حال دعوا بر سر جایگاه وجودی وجدان تفاوتی پدید نمی آورد و مهم اینست که چنین کانونی در وجود انسان حضور دارد و در واقع همان الوهیت وجود انسان می باشد. وجدان همان شاهد وجود است. ...
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد چهارم ص 185
تألیف استاد علی اکبر خانجانی
-
مقاله و صوتی در تلگرام : https://t.me/khodshenasi4/5533
- ۱.۶k
- ۱۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط