{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنیا و نامادری

دنیا و نامادری
پارت چهار
دینا:یکم ترسیدم آخه داشت راست می‌گفت اما با جدیت حرف میزدم که دنیا گفت
دنیا:تو حق نداری منو بندازی تو دستشویی اون موقع جواب بابام رو چی میدی؟ها؟
دینا:اونش دیگه به خودم مربوطه فهمیدی یا کتکت بزنم تا بفهمی؟
دنیا:تو حق دست زدن به من رو نداری
تق تق (صدای در)دستم رو کشید منو انداخت تو اتاق
دینا:همینجا میمونی تا چند دقیقه دیگه میام حسابتو میرسم
دنیا:از این فرصت استفاده کردم گوشی ی خودم رو که بابام قبلاً خریده بود برداشتم و گذاشتم تو جیبم چند تا پیچ گوشتی انداختم تو دستشویی چند تا خوراکی هم گذاشتم تو جیبم ای وای دینا اومد
دینا:همسایه بود حالا با خیال راحت میندازمت دستشویی هاهاهاهاها(صدای خنده های شیطانی)
دختره ی احمق میدونستم بالاخره یک روزی باید تنبیهت کنم
دنیا:برو بابا
انداختم توی دست شویی درش رو قفل کرد ما کلا ۴ تا دستشویی داریم ۲تا فرنگی ۲ تا هم ایرانی منو انداخت توی ایرانی و ما نصفش رو موکت انداخته بودیم پس من روی موکت نشستم احساس بدی داشتم می ترسیدم بلایی سر بابام بیاد نه باید قوی باشم وگرنه همه چی تموم میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فلش بک ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهرداد:جوجه چشاتو ببند
دنیا:بابا بگو چیکار داری دیگه طاقتم از بین رفتا
مهرداد:باشه جوجه الان باز کن
دنیا:وای این چیه مرسی بابا جون
مهرداد:خواهش میکنم از گوشیت خوشت اومد؟
دنیا:آره بابا دقیق هم سامسونگ مدل A15 برام خریدی مرسیییی باباجونی
مهرداد:خواهش میکنم دختر خوشگلم راستی میخواستم بهت یه چیزی بگم☹️
دنیا:بگو بابا جون😊
مهرداد:واقعیتش....خب...چجوری بگم...من..یعنی..ما...
دنیا:بابا بگو دیگه جون به لبم کردی چیزی شده
مهرداد:نه.نه..چیزی نیست..فقط...فقط.. با اجازت می‌خوام زن بگیرم😞😪
دنیا:جدی؟
مهرداد:آره البته اگر تو دوست نداری نمی‌گیرم
دنیا:نه...نه بگیر فقط...فقط زن خوبی باشه
مهرداد:چشم باباجون حالا ما که اومدیم کافه سوپرایزت کنم حداقل یه چیزی سفارش بدیم
دنیا:بدیم
ــــــــــــــــــــــــــــــ پایان فلش بک ــــــــــــــــــــــــــــ
نفهمیدم کی ولی گونه هام خیسن بدون اینکه بخوام اشکام دونه دونه فرو میریزن ای کاش از همون اول قبول نمی‌کردم😭😭😭😭
ادامه دارد...

خب خب امیدوارم از پارت چهارم دنیا و نامادری خوشتون اومده باشه💖💝🌷🫀
دیدگاه ها (۲)

یهو صدای بابا مهرداد اومد چی میگفت گوشامو نیز کردمبابا مهردا...

فقط قیافش🤣🤣

دنیا و نامادریپارت سومـــــــــــــــــــــــــــــــــ فلش ...

فصل ۲ پارت ۱علامت جیهوپ *علامت سوجین _علامت جونگ کوک × ( شخص...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

*در دام نگاه تو*پارت ۳رفتیم داخل رستوران که یکهو&سوپرایزز×تو...

رمان :قرار داد سر نوشت

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط