{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می توانستم دوستت داشته باشم و به قصه ها بروم. اسمت را روی

می توانستم دوستت داشته باشم و به قصه ها بروم. اسمت را روی سینه ام خالکوب کنم. می توانستم در شهری کوچک از خواب بیدار بشوم و بوی تنت را با خودم میان آدم ها ببرم. می توانستم بخار شوم روی آینه حمام و اسمت را چکه چکه بچکم. برای پیرهن شبت، رقصی اختراع کنم که انگار دو اسب وحشی بناست تمام شب را تاخت بروند. تا توی چین و ماچینت کشتی بکشم. اگر دوستم داشتی می توانستم. اگر دوستم داشتی شنا یاد می گرفتم و روی سنگ ها لی لی می کردم. از بلندی نمی ترسیدم و می پریدم. اگر دوستت داشتم، اگر دوستم داشتی. #امیراحمدکامیار
دیدگاه ها (۱)

حقیقتش اینه که آدم، فقط تو نوشته‌ها می‌تونه بخونه که انسان پ...

#قانون_جذب ⭕ ️➕ افراد موفق به‌ خوبی می‌دانند موفقیت نیازمند...

تو زندگی من پر از آدمایی بوده که دوستم داشتناولی هیچوقت از م...

آدم نباید زیادی روی «هرگز» حساب باز کنه. مثلا بگه فلانی که ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط