{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم

چایِ داغی که دلم بود به دستت دادم

آنقدر سرد شدم،از دهنت افتادم

و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد

و زمان چَنبره زد کار به دستم بدهد

تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم

از خر زخمیِ ابلیس زمین گیر ترم

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم

زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم

علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱)

ساکنانِ دریا پس از مدّتی صدای امواج را نمیشنوند... چقدر تلخ ...

✖✖✖

زندگی کردمت بهانه ی منغیر تو هرچه زنده را کُشتم..چندسال است ...

عشق منه⇧⇧⇧⇧♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو نباشی من از اینده خود پیرترماز خر زخمی ابلیس زمین گیرترمت...

تو نباشی من از آینده ی خود پیـرترماز خرِ زخمیِ ابلیس زمین گی...

.تو نباشی من از اینده خود پیرترم از خر زخمی ابلیس زمین گیر ت...

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی ...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم...زیر بی رحم ترین زاویه ی سا...

دلم چای داغی بود به دستت دادمآنقَدَر سرد شدم از دهنت افتادمو...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیرِ بی رحم ترین زاویه‌یِ ساط...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیر بی رحم ترین زاویه ی ساطور...

تو نباشی من از آینده خود پیر ترم ،دست و دل بسته از آینده خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط