چای داغی که دلم بود به دستت دادم انقدر سرد شدم از دهنت اف

چای داغی که دلم بود به دستت دادم انقدر سرد شدم از دهنت افتادم
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد
و زمان چنبره زد کار به دستم بدهد..../


تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم
شاید اخر سر پاییز توافق کردیم
علیرضا اذر♡
دیدگاه ها (۸)

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

پارت ۳

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

خاطرات ناتمامPart7(Minji)همین که تلفن قطع شد بدون اینکه چشما...

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

چند پارتی

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط