{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای داغی که دلم بود به دستت دادم انقدر سرد شدم از دهنت اف

چای داغی که دلم بود به دستت دادم انقدر سرد شدم از دهنت افتادم
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد
و زمان چنبره زد کار به دستم بدهد..../


تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم
شاید اخر سر پاییز توافق کردیم
علیرضا اذر♡
دیدگاه ها (۸)

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این عم انگیزترین حالت غمگ...

چشمان تو یادم فریاد کشیدن را تا قله به سر رفتن از کووه پریدن...

+_+اروم باش...سخت مطالعه کن وپزشک بشو!!!هعیییاروم بودن؟؟سخت ...

هر روز روی تردمیل زندگی فقط بری و بری بری و بعد مدت ها به خو...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

پارت پنجاه‌ویکم | «پیدات کردم»پارک لاراکمی بعد، جونگ‌کوک نود...

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط