{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم مثِ تو ماتِ این قصه ام

منم مثِ تو ماتِ این قصه ام
تو هم مثِ من امشبو دعوتی

درست تو همین ساعت و ثانیه سزاوارِ زیباترین رحمتی

تو این حس و حال عجیب و غریب دوتا بال می خوای که رو شونته

تو از هر مسیری بری می رسی
تو از هر دری بگذری خونته

ازین سفره ها معجزه دور نیست ببین دست دنیا تو دست منه

دعا می کنم تا اجابت بشه
دعا می کنم چون دلم روشنه

من از عشق بارون به دریا زدم
به بارون و به آسمون دعوتیم

چه مهمونیِ با شکوهی شده
تو این لحظه هایی که هم صحبتیم
دیدگاه ها (۱۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :چه رسد به مسلمان یا مؤ...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

آتیشی که از بارون شروع شد part 47ویوی جونگکوکسوار ماشین شدیم...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط