{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت

جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم!
افسوس به دوروزه هستی نمیخورم
زاری بر این سراچه ماتم نمیکنم...
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا! 
زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز !
ای سرنوشت،هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را!
منشین که دست مرگ زبندم رها کند
دیدگاه ها (۱)

"توانا بود هركه دارا بود" زثروت دل پیر برنا بود . تهی دست بج...

تنها دو روز در سال است كه نميتواني هيچ كاري انجام دهي: يكي د...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند....که نه...

به ســــــــــلامتی دلــــــــــے کــــــــــه خیــــــــــل...

ای سرنوشت! از تو کجا می‌توان گریختمن راه آشیان خود از یاد بر...

عاشقانه های شبنم

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

گل آفتابگردان

گفت درنگ کنید که من آتشی

غیر از پرده‌ها همه چیز عالیه 😂😂 مرد است دیگر و این حرفا 😊ب...

#درگز #خراسان #ایران #ایرانگردی #ایران‌زیبا #گردشگری #سفر #ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط