{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهر شيطان را ديدم بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت. گف

ظهر شيطان را ديدم بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت. گفتم: ظهر
شده بني آدم نصف روز خود را بي تو گذرانده‌اند گفت: خود را بازنشسته کرده‌ام. پيش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته‌اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي‌زني؟ گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده‌ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشکارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز!
دیدگاه ها (۹)

ﺣﻤﺪ ﻭ ﺳﭙﺎﺱ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺟﺎ...

ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﭘﺮ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ...

مرداني كه در زندگي شكست نخورده اند بزرگ نيستند،بزرگي متعلق ب...

.

شیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط ص...

امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه ب...

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشتگفتم: ظهر شده، هنوز...

امروز شیطان را دیدم...نشسته بود بر بساط صبحانه و آرام لقمه ب...

پوز زنیشیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر...

امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آر...

امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه ب...

پوز زنیشیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر...

پوز زنیشیطان بازنشست شد ! امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط