ظهر شيطان را ديدم بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت. گف
ظهر شيطان را ديدم بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت. گفتم: ظهر
شده بني آدم نصف روز خود را بي تو گذراندهاند گفت: خود را بازنشسته کردهام. پيش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشتهاي يا سنگ بندگي خدا به سينه ميزني؟ گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به دهها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشکارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز!
شده بني آدم نصف روز خود را بي تو گذراندهاند گفت: خود را بازنشسته کردهام. پيش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشتهاي يا سنگ بندگي خدا به سينه ميزني؟ گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به دهها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشکارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز!
- ۲۶۶
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط