{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟

بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟


شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم.
دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند.

اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد،
زیر لب گفت:

آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت،
تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم
دیدگاه ها (۳)

حق الناس یعنی موتورت با باکی پربنزین  توقیف و به پارکینگ منت...

به پـــولت ننازخــــدا رو چـه دیدیشاید یـه روز درد قیمـت پید...

آریدیگر بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.که اگر بودند خون به جای ش...

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و  از فاصله ای دورتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط